اصول عرفان ناب اسلامى در معارف سجادى - اراکی، محسن - الصفحة ٢٥ - اصل سوم حدود و قلمرو معرفت حق
«إلهِيْ هَبْ لي كَمالَ الانْقِطاعِ الَيْكَ، وَأنِرْ أبْصارَ قُلُوبِنا بِضِياءِ نَظَرِهَا الَيْكَ، حَتّى تَخْرِقَ أبْصَارُ الْقُلُوبِ حُجُبَ النُّورِ، فَتَصِلَ إلى مَعْدِنِ الْعَظَمَةِ، وَتَصِيرَ أرْواحُنَا مُعَلَّقَةً بِعِزِّ قُدْسِكَ».
خداى من! اوج رهايى از غير خودت را به من ارزانى دار، و ديدگان دلهاى ما را به روشنايى نگاه به تو نورانى ساز؛ تا چشمهاى دل ما حجابهاى نور را بشكافند، و به معدن عظمت بپيوندند و جانهاى ما به قداست عزتمند تو در آويزند.
مرحله آغازين اين گونه معرفت با بخشش و عطاى رحمانى بر همه افراد بشر ارزانى مىشود، لكن دست يابى به مراتب بالاى اين معرفت نيازمند دست يابى به عطاى رحمت رحيمى ذات بارى تعالى است، كه تنها راه آن عمل مخلصانه و اطاعت پايدار و ذكر مداوم ذات بارى تعالى است، و تنها با تبعيت و پيروى كامل از محمّد و آل محمّد (عليهم السلام) به دست مىآيد.
امام سجّاد (ع) در اشارهاى به اين حقيقت، در دعاى مروى از ايشان در ختم قرآن، مىفرمايد:
«اللَّهُمَّ إِنَّكَ أَعَنْتَنِي عَلَى خَتْمِ كِتَابِكَ الَّذِي أَنْزَلْتَهُ نُوراً ...».
خداوندا! مرا بر به پايان رساندن تلاوت كتابت كه روشنگر راه حياتش نازل كردى يارى دادى ...
تا آنجا كه مىفرمايد:
«وَكِتَاباً فَصَّلْتَهُ لِعِبَادِكَ تَفْصِيلًا، وَوَحْياً أَنْزَلْتَهُ عَلَى نَبِيِّكَ مُحَمَّدٍ صَلَوَاتُكَ عَلَيْهِ وَ آلِهِ تَنْزِيلًا، وَجَعَلْتَهُ نُوراً نَهْتَدِي مِنْ ظُلَمِ الضَّلَالَةِ وَالْجَهَالَةِ