اصول عرفان ناب اسلامى در معارف سجادى - اراکی، محسن - الصفحة ٩١ - ١ تذلل و استكانت در پيشگاه خداى متعال

بِمَشِيَّتِكَ، وَأَوْلَى الْأُمُورِ بِكَ فِي عَظَمَتِكَ رَحْمَةُ مَنِ اسْتَرْحَمَكَ، وَغَوْثُ مَنِ اسْتَغَاثَ بِكَ، فَارْحَمْ تَضَرُّعَنَا إِلَيْكَ، وَأَغْنِنَا إِذْ طَرَحْنَا أَنْفُسَنَا بَيْنَ يَدَيْكَ».

اى بى‌نيازترين بى‌نيازها، اينك ما بندگان توايم بر درگاهت، و من نيازمندترين نيازمندان به توام، پس تهيدستى ما را به توانگرى‌ات چاره كن، و رشته اميد ما را با منع كردن لطفت قطع مكن، كه اگر چنين كنى، كسى را كه از رحمتت نيك‌بختى خواسته بدبخت كرده‌اى، و آن را كه از فضلت عطا خواسته محروم نموده‌اى، در اين حال از پيشگاهت به سوى چه كسى رو كنيم؟ و از درِ رحمتت به كجا رويم؟ پاك و منزهى، ما از آن درماندگانيم كه قبول دعاى آنان را واجب كرده‌اى، و از آن گرفتارانيم كه رفع گرفتارى را به ايشان وعده داده‌اى. و همانندترين چيزها به مشيت تو، و سزاوارترين كارها به بزرگوارى تو، رحمت آوردن بر كسى است كه از تو رحمت خواهد، و به فرياد رسيدن كسى است كه به درگاه تو فريادرسى كرده، پس بر زارى ما نزد خود رحمت آر، و به خاطر اينكه خود را در پيشگاهت به خاك افكنده‌ايم به فريادمان رس.

و در دعاى دوازدهم از صحيفه سجاديه:

«فَهَا أَنَا ذَا، يَا إِلَهِي، وَاقِفٌ بِبَابِ عِزِّكَ وُقُوفَ الْمُسْتَسْلِمِ الذَّلِيلِ، وَسَائِلُكَ عَلَى الْحَيَاءِ مِنِّي سُؤَالَ الْبَائِسِ الْمُعِيلِ مُقِرٌّ لَكَ بِأَنِّي لَمْ أَسْتَسْلِمْ وَقْتَ إِحْسَانِكَ إِلَّا بِالْإِقْلَاعِ عَنْ عِصْيَانِكَ، وَلَمْ أَخْلُ فِي الْحَالَاتِ كُلِّهَا مِنِ امْتِنَانِكَ. فَهَلْ يَنْفَعُنِي، يَا إِلَهِي، إِقْرَارِي عِنْدَكَ بِسُوءِ مَا اكْتَسَبْتُ وَهَلْ يُنْجِينِي مِنْكَ اعْتِرَافِي لَكَ بِقَبِيحِ مَا ارْتَكَبْتُ أَمْ أَوْجَبْتَ لِي فِي مَقَامِي هَذَا سُخْطَكَ أَمْ لَزِمَنِي فِي وَقْتِ دُعَايَ مَقْتُكَ. سُبْحَانَكَ، لَا أَيْأَسُ مِنْكَ وَقَدْ فَتحْتَ لِي بَابَ التَّوْبَةِ إِلَيْكَ، بَلْ أَقُولُ مَقَالَ الْعَبْدِ الذَّلِيلِ الظَّالِمِ لِنَفْسِهِ الْمُسْتَخِفِّ بِحُرْمَةِ رَبِّهِ ...».