اصول عرفان ناب اسلامى در معارف سجادى - اراکی، محسن - الصفحة ٨٦ - ١ تذلل و استكانت در پيشگاه خداى متعال
رَقَّعْتُ مِدْرَعَتِي هذِهِ حَتَّى اسْتَحْيَيْتُ مِنْ رَاقِعِهَا، وَلَقَدْ قَالَ لِي قَائِلٌ: أَلَا تَنْبِذُهَا؟ فَقُلْتُ: اغْرُبْ عَنِّي فَعِنْدَ الصَّبَاحِ يَحْمَدُ الْقَوْمُ السُّرَى»[١].
پس الگو گيرندهاى از پيامبرش الگو پذيرفت، و پى او گرفت و پاى بر جاى پاى او نهاد، ورنه از تباهى ايمن نبود، كه همانا خدا، محمّد (ص) را نشانهاى ساخت براى قيامت، و مژدهدهنده بهشت و ترساننده از عقوبت. اندرونتهى از دنيا رخت بر بست و پاك [از هر خطا و گناهى] به سراى آخرت درآمد. سنگى بر سنگى ننهاد تا جهان را ترك گفت و دعوت پروردگارش را پذيرفت. وه چه بزرگ منّتى است آنچه خدا بر ما نهاده و چنين نعمت بزرگى به ما داده! پيشروى كه راهش را بپوييم و پيشوايى كه در پىاش روانه شويم. به خدا سوگند! كه اين جامه پشمين خود را چندان پينه كردم كه از پينهكنندهاش شرمسار گشتم. يكى به من گفت: «دورش نمىافكنى؟»، گفتم: «از من كناره گير! بامدادان، شبروان، شبروى را مىستايند [يا: سحرگاهان صبوران قدر شبروى دانند][٢].
و نيز اميرالمؤمنين (ع) مىفرمايد:
«وَلكِنَّ اللّهَ سُبْحَانَهُ يَخْتَبِرُ عِبَادَهُ بِأَنْوَاعِ الشَّدَائِدِ، وَيَتَعَبَّدُهُمْ بِأَلْوَانِ الْمَجَاهِدِ، وَيَبْتَلِيهِمْ بِضُرُوبِ الْمَكَارِهِ، إِخْرَاجاً لِلتَّكَبُّرِ مِنْ قُلُوبِهِمْ، وَإِسْكَاناً لِلتَّذَلُّلِ فِي نُفُوسِهمْ، وَلِيَجْعَلْ ذلِكَ أَبْوَاباً فُتُحاً إِلَى فَضْلِهِ، وَأَسْبَاباً
[١] . نهج البلاغه، خطبه ١٦٠، و در برخى نسخهها: خطبه ١٥٦.
[٢] .« عند الصباح يحمد القوم السرى»: اين ضربالمثل هنگامى بهكار مىرود كه افراد، سختىهايى را به اميد راحتىهاى آيندهاش متحمل شوند، همانند رهروانى كه سختى شب روى را بر خود هموار كرده تا كه بامداد آمد خود را به مقصد رسيده مىيابند و از شب روى سخت خويش خرسند گشته و آن را ستوده و قدر آن را مىشناسند.