زن در شريعت اسلامى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٧٧ - فصل دهم آزادى اجتماعى زن
بياموزاند امَرا و سرداران ما نسبت به زن با كمال وحشيگرى سلوك مى نمودند ...»
واقعيت اين كه؛ در گذشته هاى دور تا قرن نوزدهم ميلادى انسانيت زن از سوى مردان پذيرفته نشده بود و با زن مانند حيوانات رفتار مى شد و اگر هم او را انسان مى دانستند مانند ديوانه و صغير ممنوع از تصرف در مالش (محجور) مى دانستند.
جالب است كه بدانيد كه در سال (١٨٧٠ و ١٨٨٢) ميلادى به اسم قانون مالكيت زن شوهردار را از زن ممنوعيت و حجر برطرف گرديد! و امريكا قانون تساوى مرد و زن را در حقوق سياسى در سال ١٩٢٠ تصويب كرد ولى در قرن بيست بود كه به زن توجه شد و مسأله تساوى زن و مرد در انسانيت عنوان شد و به يك سلسله آزادى ها رسيد، ولى فهميده و نفهميده در اين راه آنقدر مبالغه شد كه زنيت آن و طبيعت زنانه او به فراموشى سپرده شد و بدين ترتيب زن امروزى هرچند از مصائب دوران قديم نجات يافت ولى به بلاهاى ديگرى مبتلا شد و در حقيقت هنوز از زير بار مظالم مردها بيرون نرفته است.
بلى زن انسان است و در انسانيت خود هيچ تفاوتى با مرد ندارد و اين موضوع از نظر عقل و دين اسلام از واضحاتى است كه تأكيد بر آن بيجا و غلط است؛ سفيدى شير نيازى به استدلال و تنبيه ندارد ولى در كنار آن يك امر واضح و روشن ديگر هم وجود دارد كه غفلت از آن باعث فساد جامعه مى شود و آن اينكه زن، زن است نه مرد.