زن در شريعت اسلامى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٥ - فصل سوم تفاوتهاى قانونى زن و مرد از نظر فقه اسلامى
در فقه جعفرى زن بيوه مى تواند بدون اذن پدر، شوهر كند لكن باكره به نظر جمعى از فقها در اين امر استقلال ندارد و در صورت امكان بايد از «ولى» اذن بگيرد و جمعى گفته اند كه باكره هم مستقل است. نگارنده قول اول را قوى تر مى داند. بله در صورتى كه «ولى» لجبازى كند و نياز جنسى دختر را ناديده بگيرد و بهانه گيرى نمايد و يا سفيه باشد و يا به واسطه سفر و حبس و امثال آن اذن گرفتن از او ممكن نباشد و دختر نياز به شوهر داشته باشد، حق «ولى» ساقط و دختر خود مى تواند به تزويج خود اقدام نمايد.
«ولى» صغير و باكره در مذهب جعفرى فقط پدر و پدرِ پدر و وصى يكى از آن دو است و سائر نزديكان حتى مادر و برادر او ولايت ندارند. از شافعيه و مالكيه و حنبليه نقل شده است كه اختيار تزويج باكره به دست ولى اوست و تزويج غير باكره با اجازه ولى و خود زن.
از حنفيه نقل شده است كه باكره و غير باكره خود مى تواند شوهر كند و كسى بر او ولايت ندارد، به شرطى كه شوهرش كفو او باشد و مهر او از مهر امثالش كمتر نباشد، وگرنه «ولى» حق مطالبه فسخ نكاح را از قاضى دارد.[١]
به عقيده حنفيه ولايت بر زن اولًا براى پسرش (هرچند كه زنا زاده باشد) بعد براى پسر پسرش، بعد براى
پدر زن و بعد براى پدر پدر، بعد براى
[١] . الفقه علي المذاهب الخمسه، ص ٣٢١، به نقل از« الاحوال الشخصيه» ابوزهره