زن در شريعت اسلامى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٦٦ - درباره علل چند زنى امورى را ذكر كرده اند
اخلاق اسلامى كه براساس طبيعت انسانى پى ريزى شده است به همه غرايز انسانى به حد مناسب توجه نموده است، شهوت، غضب، عاطفه، عدالت و ... و همه تمايلات طبيعى انسان است و نبايد اخلاق انسانى را به ستيز وضديت با تمايلات اصيل آدمى تعبير و تفسير كرد، بلى زياده روى در شهوت و مهمل گزاردن سائر نيروها مخالف اخلاق است، خلاصه اخلاق را در چند بعدى بودن انسان مى پذيريم نه در يك يا پاره اى از ابعاد او.
برعامل دوم اعتراض شده است كه تعدد زوجات تنها در مناطق گرمسير مشرق رائج و مرسوم نبوده بلكه در مناطق سردسير و معتدل آن نيز رواج داشته است. و نيز در غرب كه از هواى گرم مشرق زمين خبرى نيست معاشقه بازى و زناى محصنه در سطح بسيار گسترده رواج داشته است و علاوه بر آن همجنس بازى را هم قانونى ساختند!
گرمى هوا مى شد كه به روش غربى و معاشرت آزاد وبه دور از زحمتهاى شوهر دارى و پدردارى منجر شود نه به رسم تعدد زوجات وهمين جواب را مى شود در مورد بعضى از عوامل ديگر هم گفت.
جالب توجه اينجاست كه بين عوامل هشتگانه گذشته و عامل نهم در استنتاج نتيجه، تفاوتى مهم وجود دارد، زيرا هشت عامل مذكور براى مرد حق اختيار تعدد زوجات را ثابت مى دارند و مجوزى مى شود كه مرد به يك زن قناعت نكند ولى عامل نهم تعدد زوجات را به شكل حق براى زنان در مى آورد كه بايد به عنوان اينكه زن مثل مرد انسان است و حق شوهر كردن او