زن در شريعت اسلامى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٦٣ - درباره علل چند زنى امورى را ذكر كرده اند
درباره علل چند زنى امورى را ذكر كرده اند:
اول: شهوترانى مرد.
دوم: آب و هواى مشرق زمين كه مرد را يك زن اقناع نمى تواند، و زنها نيز زودتر به حد بلوغ رسيده و زودتر پير مى شوند و حتى امراض و عوارض و بچه دارى زنان مشرق را مجبور به كناره گيرى از شوهران مى كند و زمينه را براى تعدد زوجات فراهم مى آورد، ولى در غرب كه هوا گرم نيست زنها تا مدت زيادى جوانى خود را حفظ مى كنند و مناسبت سنى خود را با شوهران شان نگه مى دارند.
سوم: عادت ماهانه زنان و عدم آمادگى آنان براى تأمين خواهشات مرد در آن روزها
چهارم: خستگى زن از زائيدن و سرپرستى حضانت اولاد كه قهراً او را از خواسته هاى شوهر دور مى كند.
پنجم: نازائى زن و شوق مرد به فرزند داشتن و يا كمزا بودن زن و به سر رسيدن زمان زائيدن او و بقاى تمايل مرد به بيشتر داشتن اولاد.
ششم: نفع جوئى مرد از زنان و فرزندان و كار كشيدن از آنان براى امرار معيشت. ولى تعدد زوجات در ميان اغنيا و زمامداران نيز رائج بوده است و شايد اين تفسير ماركسيزم باشد كه همه چيز را بر مبناى اقتصاد تحليل مى كنند و تفسيرى است افراطى.