زن در شريعت اسلامى
(١)
فصل اول خلقت زن
١١ ص
(٢)
فصل دوم تفاوتهاى زن و مرد
١٧ ص
(٣)
تفاوتهاى بدنى
١٧ ص
(٤)
تفاوتهاى روانى
١٩ ص
(٥)
زن بهتر است يا مرد
٢٢ ص
(٦)
فصل سوم تفاوتهاى قانونى زن و مرد از نظر فقه اسلامى
٢٤ ص
(٧)
فصل چهارم بلوغ زن
٣١ ص
(٨)
بلوغ از نظر مذاهب اسلامى
٣٢ ص
(٩)
فصل پنجم حجاب زن
٣٧ ص
(١٠)
چند مطلب ديگر مربوط به حجاب و نظر
٣٩ ص
(١١)
فلسفه حجاب اسلامى
٤٠ ص
(١٢)
فصل ششم ارث زن
٤٤ ص
(١٣)
فصل هفتم حقوق زن و شوهر48
٤٨ ص
(١٤)
حق واجب شوهر بر زن سه چيز است
٤٨ ص
(١٥)
حق واجب زن بر شوهر
٤٩ ص
(١٦)
چند مطلب مربوط به اين موضوع
٥٠ ص
(١٧)
عيب هايى كه به واسطه آنها مى توان عقد را فسخ نمود
٥٣ ص
(١٨)
فصل هشتم تعدد زوجات
٥٩ ص
(١٩)
درباره علل چند زنى امورى را ذكر كرده اند
٦٣ ص
(٢٠)
ضرر چند همسرى
٦٧ ص
(٢١)
تأكيداخير
٦٩ ص
(٢٢)
فصل نهم طلاق
٧٣ ص
(٢٣)
فصل دهم آزادى اجتماعى زن
٧٦ ص
(٢٤)
اين هم چند مطلب ديگر درباره آزادى زن
٨٠ ص
(٢٥)
فصل يازدهم زن و سياست و حكومت
٨٢ ص
(٢٦)
فصل دوازدهم بعضى از احكام فقهى زنان
٩٠ ص
(٢٧)
فصل سيزدهم درباره زوجات رسول اكرم(صلى الله عليه و آله وسلم)
٩٦ ص
(٢٨)
فصل چهاردهم ذكر پاره اى از زنانى كه در قرآن مجيد به آنها اشاره شده است
١٠٨ ص

زن در شريعت اسلامى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٦٣ - درباره علل چند زنى امورى را ذكر كرده اند

درباره علل چند زنى امورى را ذكر كرده اند:

اول: شهوترانى مرد.

دوم: آب و هواى مشرق زمين كه مرد را يك زن اقناع نمى تواند، و زنها نيز زودتر به حد بلوغ رسيده و زودتر پير مى شوند و حتى امراض و عوارض و بچه دارى زنان مشرق را مجبور به كناره گيرى از شوهران مى كند و زمينه را براى تعدد زوجات فراهم مى آورد، ولى در غرب كه هوا گرم نيست زنها تا مدت زيادى جوانى خود را حفظ مى كنند و مناسبت سنى خود را با شوهران شان نگه مى دارند.

سوم: عادت ماهانه زنان و عدم آمادگى آنان براى تأمين خواهشات مرد در آن روزها

چهارم: خستگى زن از زائيدن و سرپرستى حضانت اولاد كه قهراً او را از خواسته هاى شوهر دور مى كند.

پنجم: نازائى زن و شوق مرد به فرزند داشتن و يا كمزا بودن زن و به سر رسيدن زمان زائيدن او و بقاى تمايل مرد به بيشتر داشتن اولاد.

ششم: نفع جوئى مرد از زنان و فرزندان و كار كشيدن از آنان براى امرار معيشت. ولى تعدد زوجات در ميان اغنيا و زمامداران نيز رائج بوده است و شايد اين تفسير ماركسيزم باشد كه همه چيز را بر مبناى اقتصاد تحليل مى كنند و تفسيرى است افراطى.