نهج البلاغه - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ٨١٧ - ٢٣٤ - از خطبه هاى آن حضرت عليه السّلام است كه بعضى آنرا خطبه قاصعه مى نامند
الْقَوْمُ كُلُّهُمْ بَلْ ساحِرٌ كَذَّابٌ عَجِيبُ السِّحْرِ خَفِيفٌ فِيهِ وَ هَلْ يُصَدِّقُكَ فِي أَمْرِكَ إِلَّا مِثْلُ هَذَا (يَعْنُونَنِي) وَ إِنِّي لَمِنْ قَوْمٍ لَا تَأْخُذُهُمْ فِي اللَّهِ لَوْمَةُ لَائِمٍ سِيمَاهُمْ سِيمَا الصِّدِّيقِينَ وَ كَلَامُهُمْ كَلَامُ الْأَبْرَارِ عُمَّارُ اللَّيْلِ وَ مَنَارُ النَّهَارِ مُتَمَسِّكُونَ بِحَبْلِ الْقُرْآنِ يُحْيَوْنَ سُنَنَ اللَّهِ وَ سُنَنَ رَسُولِهِ لَا يَسْتَكْبِرُونَ وَ لَا يَعْلُونَ وَ لَا يَغُلُّونَ وَ لَا يُفْسِدُونَ قُلُوبُهُمْ فِي الْجِنَانِ وَ أَجْسَادُهُمْ فِي الْعَمَلِ.
٦٤ و من با پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله بودم زمانيكه گروهى از بزرگان قريش نزد او آمدند و گفتند:
اى محمّد تو امر بزرگى (نبوّت و پيغمبرى) ادّعا ميكنى كه پدران تو و نه كسى از خاندان تو آنرا ادّعاء نكرده است، و ما از تو كارى درخواست مىنماييم كه اگر آنرا براى ما بجا آورى و بما بنمائى مىدانيم كه پيغمبر و فرستاده (از جانب خدا) هستى، و اگر بجا نياورى مىدانيم جادوگر و دروغگو هستى، ٦٥ پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله فرمود: چه مىخواهيد؟ گفتند: اين درخت را براى ما بخوان تا با ريشههايش (از زمين) كنده شده (بيايد) جلو رويت بايستد، پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله فرمود:
خداوند بر همه چيز توانائى دارد، اگر اين خواهش شما را بر آورد آيا ايمان مىآوريد و بحقّ گواهى مىدهيد، گفتند: آرى، ٦٦ فرمود: من بشما نشان مىدهم آنچه را مىطلبيد، و مىدانم كه بخير و نيكوئى (اسلام كه جامع خير دنيا و آخرت است) نمىگرويد، و بين شما كسى هست كه (بر كفرش باقى مانده و در جنگ بدر كشته مىگردد، و) در چاه انداخته ميشود (مراد چاهى است كه آنرا بدر مىناميدند و آن بين مكّه و مدينه واقع شده به مدينه نزديكتر است، و از جمله كسانيكه در جنگ بدر بعد از كشته شدن در آن چاه افكنده شدند عتبه و شيبه دو پسر ربيعه و اميّة ابن عبد شمس و ابو جهل و وليد ابن مغيره بودند) و