نهج البلاغه - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ٧٢٠ - ٢١٨ - از دعاهاى آن حضرت عليه السّلام است (در ستايش پروردگار و در خواست عفو و بخشش)
ضَمَائِرِهِمْ وَ تَعْلَمُ مَبْلَغَ بَصَائِرِهِمْ فَأَسْرَارُهُمْ لَكَ مَكْشُوفَةٌ وَ قُلُوبُهُمْ إِلَيْكَ مَلْهُوفَةٌ إِنْ أَوْحَشَتْهُمُ الْغُرْبَةُ آنَسَهُمْ ذِكْرُكَ وَ إِنْ صُبَّتْ عَلَيْهِمُ الْمَصَائِبُ لَجَئُوا إِلَى الاِسْتِجَارَةِ بِكَ عِلْماً بِأَنَّ أَزِمَّةَ الْأُمُورِ بِيَدِكَ وَ مَصَادِرَهَا عَنْ قَضَائِكَ اللَّهُمَّ إِنْ فَهِهْتُ عَنْ مَسْأَلَتِي أَوْ عَمِهْتُ عَنْ طَلِبَتِي فَدُلَّنِي عَلَى مَصَالِحِي وَ خُذْ بِقَلْبِي إِلَى مَرَاشِدِي فَلَيْسَ ذَلِكَ بِنُكْرٍ مِنْ هِدَايَاتِكَ وَ لاَ بِبِدْعٍ مِنْ كِفَايَاتِكَ اللَّهُمَّ احْمِلْنِي عَلَى عَفْوِكَ وَ لاَ تَحْمِلْنِي عَلَى عَدْلِكَ.
٢١٨ - از دعاهاى آن حضرت عليه السّلام است (در ستايش پروردگار و در خواست عفو و بخشش)
: ١ بار خدايا تو با دوستانت از همه دوستان بيشتر دوستى، و براى اصلاح كار آنان كه بتو توكّل مىنمايند از آنها حاضرترى (چون بهر چيز توانائى، بمحض اراده هر كار را انجام مىدهى) نهانيهاشان را ديده بر انديشههاشان آگاهى، و اندازه بينائى و عقولشان را ميدانى، پس رازهاشان نزد تو آشكار، و دلهاشان بسوى تو نگران است، ٢ اگر تنهائى آنان را به وحشت اندازد ذكر تو آنها را مأنوس مىسازد، و اگر اندوهها بايشان چيره گردد به پناه جستن از تو توسّل مىجويند، چون مىدانند سر رشته كارها بدست (قدرت و توانائى) تو و منشأ آنها قضاء و قدر تو است.
٣ بار خدايا اگر ندانم چه بخواهم و از درخواست خود سرگردان بمانم مرا بآنچه صلاح من