نهج البلاغه - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ٧٦٣ - ٢٣١ - از خطبه هاى آن حضرت عليه السّلام است (در وصف ايمان)
و حديث و گفتار ما را نگاه نمىدارد مگر سينههاى امانت پذير و خردهاى پا برجا (و چون منظور امام عليه السّلام ترغيب شنوندگان است به هجرت بسوى خود و پيروى از احاديث آن بزرگوار از اينرو آنان را امر بسؤال و پرسش مىفرمايد:) ٤ اى مردم (معارف الهيّه و احكام شرعيّه و آنچه را كه تا قيامت واقع ميشود) از من بپرسيد پيش از آنكه مرا نيابيد كه من به راههاى آسمان داناترم از راههاى زمين (توجّه من بعلوم و معارف دينيّه از امور دنيويّه بيشتر است) پيش از آنكه فتنه و فساد (بنى اميّه) پا بر دارد و (مانند شتر سركش از دست مالك رميده) بر مهار خود گام نهد، و خردهاى اهلش را از بين ببرد (پيش از آنكه تباهكارى ايشان همه جا را فرا گرفته مردم را از راه حقّ و شناختن امام زمانشان باز دارد. ناگفته نماند كه بحكم عقل و نقل هيچكس را جز علىّ ابن ابى طالب و أئمه معصومين بعد از پيغمبر اكرم «عليهم السّلام» جرأت نيست كه بگويد: سلونى قبل أن تفقدونى يعنى از من بپرسيد پيش از آنكه مرا نيابيد، و باين موضوع در شرح خطبه نود و دوّم اشاره و دليل آن بيان شد).
(٢٣٢) (و من خطبة له (عليه السلام) )
أَحْمَدُهُ شُكْراً لِإِنْعَامِهِ وَ أَسْتَعِينُهُ عَلَى وَظَائِفِ حُقُوقِهِ عَزِيزُ الْجُنْدِ عَظِيمُ الْمَجْدِ وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ دَعَا إِلَى طَاعَتِهِ وَ قَاهَرَ أَعْدَاءَهُ جِهَاداً عَنْ دِينِهِ لَا يَثْنِيهِ عَنْ ذَلِكَ اجْتِمَاعٌ عَلَى تَكْذِيبِهِ وَ الْتِمَاسٌ لِإِطْفَاءِ نُورِهِ فَاعْتَصِمُوا بِتَقْوَى اللَّهِ فَإِنَّ لَهَا حَبْلًا وَثِيقاً عُرْوَتُهُ وَ مَعْقِلًا مَنِيعاً ذِرْوَتُهُ وَ بَادِرُوا الْمَوْتَ وَ غَمَرَاتِهِ وَ امْهَدُوا لَهُ