نهج البلاغه - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ٧٠٦ - ٢١٣ - از سخنان آن حضرت عليه السّلام است (در فضيلت ياد خدا و اوصاف آنانكه بياد خدا مشغولند)
و رستگارى) را به روشنائى بيدارى و هشيارى در ديدهها و گوشها و دلها افروختند (ياد خدا چون چراغ ديدهها و گوشها و دلهاشان را روشن گردانيد، لذا غير او چيزى نديده، غير اوامر و نواهيش سخنى نشنيده، بغير آنچه او خواسته دل نمىبندد) ٣ روزهاى خدا را (بمردم) يادآورى مىنمايند (سرگذشت پيشينيان را كه بر اثر معصيت و نافرمانى تباه شدهاند براى ايشان بيان ميكنند تا عبرت گيرند) و (آنان را) از عظمت و بزرگوارى او مىترسانند (مىگويند از خدا بترسيد و مرتكب گناه نشويد كه او حاضر و بينا است و بر هلاك شما قادر و توانا) آنان مانند راهنمايان در بيابانها هستند كه هر كه از وسط راه برود (بعدل و درستى رفتار كند) راه او را مىستايند، و به رهائى (از گمراهى) مژدهاش مىدهند، و هر كه بطرف راست و چپ برود (در هر امر افراط و تفريط پيش گيرد) راه را براى او مذمّت كرده از تباه شدن بر حذرش مىدارند، و آنها با اين اوصاف چراغهاى آن تاريكىها (ى نادانى) و راهنمايان آن شبههها (ى گمراهى) هستند، ٤ و بتحقيق براى ياد خدا نمودن اهلى است كه آنرا عوض دنيا فرا گرفتهاند، و ايشان را بازرگانى و خريد و فروش از آن مشغول نمىسازد، روزهاى زندگانى را با ياد خدا بسر مىبرند، و به سخنان منع كننده از آنچه خدا حرام و نهى فرموده در گوشهاى بىخبران بانگ مىزنند، و بعدل و درستى امر كرده خود آنرا انجام مىدهند، و از ناپسند (گفتار و كردار زشت) نهى نموده خود آنرا بجا نمىآورند، و (چنان بآخرت ايمان و يقين دارند كه) ٥ گويا دنيا را بپايان رسانده و بآخرت وارد شده و در آنجا مىباشند، و آنچه در پى دنيا است (امور آخرت كه ديگران از آنها آگاه نيستند) بچشم ديدهاند، و مانند آنكه بر احوال پنهان اهل برزخ در مدّت اقامت آنجا آگاهند، و قيامت وعدههايش را بر ايشان ثابت نموده است (شكّ و ترديد ندارند) پس پرده از آن اوضاع را از جلو مردم دنيا برداشتهاند (آنچه را بنور ايمان و يقين ديدهاند فاش كردهاند) بطورى كه گويا ايشان مىبينند آنرا كه مردم نمىبينند، و مىشنوند آنرا كه ديگران نمىشنوند، ٦ و اگر آنان را در برابر عقل خود در مراتب پسنديده و مجلسهاى شايسته آنها تصوّر كنى (حالات عبادت و بندگيشان را بنظر آورى) در حاليكه دفترهاى محاسبه اعمالشان را باز كرده و براى رسيدگى بحساب نفسهاشان آمادهاند بر هر امر كوچك و بزرگى كه مأمور بآن بوده و