نهج البلاغه - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ٦٣٤ - ١٨٨ - از خطبه هاى آن حضرت عليه السّلام است (در نزديكى و يگانگى خود با پيغمبر و اينكه بخلافت سزاوارتر بوده و ديگرى را لياقت اين مقام نيست)
فَضَجَّتِ الدَّارُ وَ الْأَفْنِيَةُ مَلَأٌ يَهْبِطُ وَ مَلَأٌ يَعْرُجُ وَ مَا فَارَقَتْ سَمْعِي هَيْنَمَةٌ مِنْهُمْ يُصَلُّونَ عَلَيْهِ حَتَّى وَارَيْنَاهُ فِي ضَرِيحِهِ فَمَنْ ذَا أَحَقُّ بِهِ مِنِّي حَيّاً وَ مَيِّتاً فَانْفُذُوا عَلَى بَصَائِرِكُمْ وَ لْتَصْدُقْ نِيَّاتُكُمْ فِي جِهَادِ عَدُوِّكُمْ فَوَالَّذِي لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ إِنِّي لَعَلَى جَادَّةِ الْحَقِّ وَ إِنَّهُمْ لَعَلَى مَزَلَّةِ الْبَاطِلِ أَقُولُ مَا تَسْمَعُونَ وَ أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ لِي وَ لَكُمْ.
١٨٨ - از خطبههاى آن حضرت عليه السّلام است (در نزديكى و يگانگى خود با پيغمبر و اينكه بخلافت سزاوارتر بوده و ديگرى را لياقت اين مقام نيست)
: ١ بزرگان از اصحاب محمّد- صلى اللَّه عليه و آله- كه حافظ (قرآن و سنّت او) هستند (و به اسرارش آگاهند) مىدانند كه من هرگز ساعتى از فرمان خدا و رسول دور نماندهام و از جان خود در باره پيغمبر اكرم دريغ ننمودم در جاهايى كه (گرفتاريها و جنگها) دليران فرار مىكردند و گامها بر مىگشت (كسى را جرأت جلوگيرى از دشمن نبود) بر اثر شجاعت و جوانمردى كه خداوند مرا بآن گرامى داشت، ٢ و رسول خدا- صلّى اللَّه عليه و آله- قبض روح شد در حاليكه سرش بر سينه من بود، و بروى دستم جان از بدنش جدا شد، و (بجهت تيّمن و تبرّك آن) دست به چهرهام كشيدم، و غسل آن حضرت «صلّى اللَّه عليه و آله» را متصدّى گرديدم، و فرشتگان مرا كمك كردند، پس خانه و اطراف آن (حاضرين و فرشتگانى كه در آمد و رفت بودند) به گريه و ناله در آمدند، گروهى از فرشتگان فرود آمده گروهى بالا مىرفتند، و همهمه نماز ايشان كه بر آن بزرگوار مىخواندند از گوش من جدا نمىشد تا اينكه او را در آرامگاهش نهاديم، پس كيست در حال حيات و ممات به آن حضرت از من سزاوارتر؟! (هر كه ادّعاى سزاوار بودن كند