نهج البلاغه - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ٦٨٠ - ٢٠٦ - از دعاهاى آن حضرت عليه السّلام است (در سپاسگزارى از نعمتهاى خداوند سبحان)
دِينِكَ أَوْ تَتَابَعَ بِنَا أَهْوَاؤُنَا دُونَ الْهُدَى الَّذِي جَاءَ مِنْ عِنْدِكَ.
٢٠٦ - از دعاهاى آن حضرت عليه السّلام است (در سپاسگزارى از نعمتهاى خداوند سبحان)
كه بسيار آنرا مىخوانده:
١ سپاس خدائى را سزا است كه شبم را صبح نموده در حاليكه نمردهام، و نه بيمارم، و نه اندامم بد حال است، و نه گرفتار بدترين كردار خويشم، و نه بىفرزند ماندهام، و نه از دينم برگشتهام، و نه منكر پروردگارم، و نه از ايمانم نگرانم، و نه ديوانهام، و نه بعذاب امّتهاى پيش از خود گرفتارم. ٢ صبح كردهام در حالى كه بندهاى هستم بى اختيار و ستمكار بر نفس خويش (از جهت تقصير در طاعت) خداوندا براى تو است حقّ اعتراض بر من و مرا عذر و بهانهاى نيست، و توانائى بدست آوردن سودى ندارم مگر آنچه تو بمن ببخشى، و از بدى نمىتوانم بپرهيزم مگر آنرا كه تو مرا نگاهدارى.
٣ بار خدايا پناه مىبرم بتو از اينكه در بى نيازيت تهى دست و پريشان بوده يا در هدايت و رستگاريت گمراه باشم يا در سلطنت و توانگريت ستمديده يا مغلوب و خوار شوم و حال آنكه اختيار بدست تو است (هر چه بخواهى همان ميشود).
٤ بار خدايا جان مرا نخستين چيز گرامى قرار ده كه از اعضاى گرامى من (مانند چشم و گوش و دست و پا و سائر اعضاء) مىگيرى، و اوّلين امانتى كه از نعمتهاى امانت گذاشته خود نزد من بر مىگردانى (چون هر يك از اعضاء شخص كه پيش از مرگ تباه شود در بلاء و رنج مىماند، پس لطف خدا بر بنده آنست كه پيش از گرفتن اعضاء جان را بستاند كه آدمى نيم مرده و نيم زنده نماند).
٥ بار خدايا پناه مىبريم بتو از اينكه از گفتارت بيرون رويم (به دستورت رفتار ننمائيم) يا از دين تو در فتنه و گمراهى افتيم، يا خواهشهاى ما بما دست يابد پيش از هدايت و رستگارى كه از جانب تو آمده است.