نهج البلاغه - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ٧٣١ - ٢٢٥ - از سخنان آن حضرت عليه السّلام است
وَ زَاكِي الْعَمَلِ قَبِيحُ الْمَنْظَرِ وَ قَرِيبُ الْقَعْرِ بَعِيدُ السَّبْرِ وَ مَعْرُوفُ الضَّرِيبَةِ مُنْكَرُ الْجَلِيبَةِ وَ تَائِهُ الْقَلْبِ مُتَفَرِّقُ اللُّبِّ وَ طَلِيقُ اللِّسَانِ حَدِيدُ الْجَنَانِ.
٢٢٥ - از سخنان آن حضرت عليه السّلام است
ذعلب يمانى از احمد بن قتيبه از عبد اللَّه بن يزيد از مالك ابن دحيه روايت كرده كه او گفت: ما نزد امير المؤمنين عليه السّلام بوديم كه سخن از اختلاف مردم (نيكى و بدى اندام و اخلاق و رفتارشان) پيش آمد، آن بزرگوار فرمود:
١ مبدأ طينتها و سرشتهاشان بين آنها جدائى انداخته (سبب اختلاف آنان گوناگون بودن عناصر بوده كه از آنها بوجود آمده و آفريده شدهاند) و اين براى آنست كه ايشان قطعه و تكّهاى بودند از زمين شود و شيرين و خاك درشت و نرم (خلاصه گوناگون بودنشان بر اثر نطفههاى تركيب شده است از غذاهايى كه در جاهاى مختلف روييده) پس ايشان باندازه نزديك بودن زمينشان (جاى روييدن غذايى كه نطفه آنها از آن تركيب شده) با هم نزديك (و همخو) هستند، و بقدر اختلاف و جدائى آن زمين (در اوصاف) با هم فرق دارند، ٢ پس بنا بر اين گاهى ميشود كه) نيكو منظر كم عقل، و بلند قدّ كوتاه همّت و نيكو كردار زشت رو و كوتاه قامت دور انديش و نيكو طبيعت خصلت بد بر خود بسته، و حيران و سر گشته دل پراكنده و پريشان عقل و خوش زبان تيز دل (دانا و بينا) است.
(۲۲۶) (وَ مِنْ كَلاَمٍ لَهُ عليه السلام)
(قَالَهُ وَ هُوَ يَلِي غُسْلَ رَسُولِ اللَّهِ - صلى الله عليه و اله - وَ تَجْهِيزَهُ)
بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي يَا رَسُولَ اللَّهِ لَقَدِ انْقَطَعَ بِمَوْتِكَ مَا لَمْ يَنْقَطِع