نهج البلاغه - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ٦٩٤ - ٢١١ - از سخنان آن حضرت عليه السّلام است كه در آن اصحاب خود را بجهاد و (جنگ در راه خدا) ترغيب مى فرمود
و سيادت) از يكديگر سبقت و پيشى گيرند، پس بندهاى جامهها را محكم بنديد (در ميدان جنگ چيست و چالاك باشيد، يا آنكه از گناه دورى كنيد) و زيادى زير پهلوها را تا گرده درهم پيچيد (دامن جامهها كه روى پاها مىكشد جمع كنيد، يا از خوردن و آشاميدن بسيار خوددارى نمائيد، چنانكه مىفرمايد:) ٢ انديشه كار با ميهمانى جمع نمىشود (پس اگر انديشه كاردارى تن پرستى را رها كن) ٣ چه بسيار مىشكند و تباه مىسازد خواب تصميمهاى روز را (شخص مسافر با رفيقان تصميم مىگيرد كه شب زود راه افتاده فردا پيش از فشار گرما بمنزل رسند، و ليكن چون شب آيد خواب شيرين غلبه كرده آن تصميم را از بين ببرد) ٤ و چه بسيار تاريكىها ياد تصميمها را از خاطر بزدايد (مردم سست رگ در روز همّت گمارند كه كارى را در شب انجام دهند، ولى شب كه تاريكى جهان را فرو گرفت از انديشه خود چشم پوشيده به خواب غفلت روند، و مردان با همّت دامن سعى و كوشش به كمر زده خواب و آسايش بر خود حرام نمايند تا بمقصود دست يابند).