نهج البلاغه - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ٦٤٠ - ١٨٩ - از خطبه هاى آن حضرت عليه السّلام است (در احاطه علم خدا به موجودات و ترغيب بتقوى و پرهيزكارى
درستى حكمى از احكامش را انكار كند) و راههايش تنگ و آسانيش دشوار و سفيدش سياه و راست بودنش كج و چوبش پيچيده و راه گشادهاش ريگستان و چراغهايش خاموش كرده و شيرينيش را تلخى نمىباشد، ١٣ پس اسلام ستونهايى است كه پايه آنها را خداوند در حقّ كار گذارده است (باطل و نادرستى در آن راه ندارد) و بنيان آن ستونها را ثابت و استوار گردانيده، و چشمههايى است كه نهرهاى آنها پر آب است، و چراغهايى كه روشنيهاى آنها تابان است، و نشانهاى كه روندگان بآن راه مىجويند (ادلّه و براهينى دارد كه علماء و دانشمندان بآنها استدلال ميكنند، چنانكه مسافر در بيابان از روى نشانه راه مىيابد) و علامتهايى كه بآنها راهها يافته ميشود، و آبشخورهائى كه واردين بآنها سيراب ميشوند (پيروان آن در دنيا و آخرت سعادتمندند) ١٤ خداوند نهايت رضاء و خوشنوديش و برترين احكامش و بالاترين طاعت و فرمانبرداريش را در آن قرار داده است، پس پايههاى اين دين نزد خدا استوار و بنايش بلند و دليلش آشكار و روشنيهايش درخشان و سلطنتش ارجمند و نشانهاش بلند است، و از بين بردنش ممكن نيست (كسيرا قدرت نابود كردن يا طعن زدن بر آن نيست) ١٥ پس آنرا محترم و بزرگ داشته از آن پيروى نمائيد، و حقّ آنرا اداء كنيد (اوامر آنرا انجام داده گرد نواهيش نگرديد) و آنرا در مواضع خود قرار دهيد (هيچيك از احكامش را تغيير ندهيد كه در دنيا زيان ديده در آخرت گرفتار عذاب خواهيد شد).
ثُمَّ إِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ بَعَثَ مُحَمَّداً - صلى الله عليه و اله - بِالْحَقِّ حِينَ دَنَا مِنَ الدُّنْيَا الاِنْقِطَاعُ وَ أَقْبَلَ مِنَ الْآخِرَةِ الاِطِّلاَعُ وَ أَظْلَمَتْ بَهْجَتُهَا بَعْدَ إِشْرَاقٍ وَ قَامَتْ بِأَهْلِهَا عَلَى سَاقٍ وَ خَشُنَ مِنْهَا مِهَادٌ وَ أَزِفَ مِنْهَا قِيَادٌ فِي انْقِطَاعٍ مِنْ مُدَّتِهَا وَ اقْتِرَابٍ مِنْ أَشْرَاطِهَا وَ تَصَرُّمٍ مِنْ أَهْلِهَا وَ انْفِصَامٍ مِنْ حَلْقَتِهَا وَ انْتِشَارٍ مِنْ سَبَبِهَا وَ عَفَاءٍ مِنْ أَعْلاَمِهَا وَ تَكَشُّفٍ مِن