نهج البلاغه - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ٦٩١ - و قسمتى از اين سخنان است در باره آنانكه بقصد جنگيدن با آن حضرت عليه السّلام ببصره رفتند
فَضَارَبُوا بِهَا حَتَّى لَقُوا اللَّهَ صَادِقِينَ.
و قسمتى از اين سخنان است در باره آنانكه بقصد جنگيدن با آن حضرت عليه السّلام ببصره رفتند
(طلحه و زبير و پيروانشان) ٥ بر حكمفرمانان از طرف من (عثمان ابن حنيف و ديگران) و بر خزانه داران بيت المال مسلمانها كه در اختيار من بود و بر مردم شهرى (بصره) كه همه پيرو و بر بيعت من بودند وارد گشتند، ٦ و اختلاف بين ايشان انداخته جمعيّت و اتفاقشان را بر من پراكندند (پس از ورود اصحاب جمل ببصره جمعى از اهل آن ديار نقض بيعت آن حضرت نمودند) و بر شيعه و پيروانم هجوم كرده گروهى از آنها (مستحفظين بيت المال) را به حيله و نادرستى بقتل رسانيدند، و جمعى از آنان براى شمشير زدنشان فشار دندان داده (با مخالفين جنگيده) با آن شمشيرها زد و خورد كردند تا براستى (با ايمان و اعتقاد پاك) خدا را ملاقات نمودند (كشته شدند).
(۲۰۹) (و من كلام له عليه السلام)
لما مر بطلحة و عبد الرحمن بن عتاب بن أسيد
و هما قتيلان يوم الجمل
لَقَدْ أَصْبَحَ أَبُو مُحَمَّدٍ بِهَذَا الْمَكَانِ غَرِيباً أَمَا وَ اللَّهِ لَقَدْ كُنْتُ أَكْرَهُ أَنْ تَكُونَ قُرَيْشٌ قَتْلَى تَحْتَ بُطُونِ الْكَوَاكِبِ أَدْرَكْتُ وِتْرِي مِنْ بَنِي عَبْدِ مَنَافٍ وَ أَفْلَتَنِي أَعْيَانُ بَنِي جُمَحَ لَقَدْ أَتْلَعُوا أَعْنَاقَهُمْ إِلَى أَمْرٍ لَمْ يَكُونُوا أَهْلَهُ فَوُقِصُوا دُونَهُ.