نهج البلاغه - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ٨٢٥ - ٢٣٨ - از خطبه هاى آن حضرت عليه السَّلام است در باره حكمين (عمرو ابن عاص و ابو موسى اشعرىّ) و نكوهش مردم شام
بآنچه دوست مىدارند (كه ظفر يافتن آنها بود بر اهل عراق) و شما براى خودتان اختيار كرديد نزديكترين مردم (ابو موسى اشعرىّ) را به چيزى كه دوست نمىداريد (كه ظفر يافتن اهل شام بود بر شما، و ابو موسى اشعرى كه نامش عبد اللَّه پسر قيس است بر اثر نفهمى و ندانستگى و دشمنى با امام عليه السَّلام آن كار را انجام داد، و سبب دشمنى او آن بود كه حضرت او را از ولايت كوفه كه در زمان عثمان متصدى آن گشته عزل نمود) و روبرو شدن شما با عبد اللَّه ابن قيس ديروز بود (خيلى نزديك است، چون من بسوى بصره براى جنگ جمل مىرفتم شنيديد) كه مىگفت: (اى اهل كوفه امام را يارى نكنيد كه) اين پيشآمد و جنگ فتنه و تباهكارى است (كه بايستى از آن دورى گزيد) پس زههاى كمان خود را بكار نيندازيد و شمشيرهاتان را غلاف نمائيد، ٣ اگر راست مىگفت پس در آمدنش (نزد ما و حاضر شدن در صفوف لشگر عراق در جنگ صفّين براى كمك ما) بدون اينكه مجبور باشد اشتباه كرد (زيرا خلاف عقيده خود رفتار نمود و چنين كسى صلاحيّت حكم شدن را ندارد) و اگر دروغ مىگفت تهمت باو روا است (زيرا از روى هواى نفس سخن مىگويد و از اينرو حقّ را شبهه مىانگارد، و بر چنين كس اعتماد نيست تا او را بتوان حكم قرار داد) پس آنچه در سينه عمرو ابن عاص است بوسيله عبد اللَّه ابن عبّاس از بين ببريد (عبد اللَّه ابن عبّاس را نماينده خود قرار دهيد كه او مىتواند با عمرو حيله باز برابرى كند) و فرصت روزگار را از دست ندهيد، و شهرهاى دور دست اسلام را (از تسلّط فتنه جويان و ستمگران) حفظ نمائيد.
٤ آيا به شهرهاتان نظر نمىكنيد كه در آنها جنگ ميكنند (تا شما را نابود ساخته دارائيتان را بيغما ببرند) و آيا به قطعه سنگ سخت خود (قدرت و توانائيتان) نظر نمىافكنيد كه بر آن تير مىزنند (نمىبينيد كه در صدد هستند كه ضعف و ناتوانى بشما رو آورد تا شكست خورده تسليم گرديد).
(٢٣٩) (و من خطبة له (عليه السلام) )
يذكر فيها آل محمد ( عليهم السلام )
هُمْ عَيْشُ الْعِلْمِ وَ مَوْتُ الْجَهْلِ يُخْبِرُكُمْ حِلْمُهُمْ عَنْ