نهج البلاغه - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ٧١٦ - ٢١٦ - از دعاهاى آن حضرت عليه السّلام است (براى درخواست بى نيازى و گرفتار نشدن بفقر)
(۲۱۶) (و من دعاء له عليه السلام)
اَللَّهُمَّ صُنْ وَجْهِي بِالْيَسَارِ وَ لاَ تَبْذُلْ جَاهِي بِالْإِقْتَارِ فَأَسْتَرْزِقَ طَالِبِي رِزْقِكَ وَ أَسْتَعْطِفَ شِرَارَ خَلْقِكَ وَ أُبْتَلَى بِحَمْدِ مَنْ أَعْطَانِي وَ أُفْتَتَنَ بِذَمِّ مَنْ مَنَعَنِي وَ أَنْتَ مِنْ وَرَاءِ ذَلِكَ كُلِّهِ وَلِيُّ الْإِعْطَاءِ وَ الْمَنْعِ (إِنَّكَ عَلىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ).
٢١٦ - از دعاهاى آن حضرت عليه السّلام است (براى درخواست بىنيازى و گرفتار نشدن بفقر)
: ١ بار خدايا آبروى مرا به توانگرى نگاهدار، و شخصيّت مرا به تنگدستى از بين مبر كه از روزى خواران تو روزى خواهم، و از آفريدههاى بد كردار تو مهربانى جويم، و به ستايش كسيكه بمن ببخشايد وادار گردم، و به بدگوئى كسيكه بمن چيزى ندهد گرفتار گردم (اين دو صفت نكوهيده و از گناهان بزرگ بشمار مىرود، زيرا ستودن بخشنده رو آوردن بغير خدا و شريك قرار دادن براى او است، و چه بسيار بخشندههائى كه از بدهاى روزگارند، و امّا بد گوئى از آنكه چيزى نداده جائز نيست، زيرا ممكن است از نيكان بوده و براى نبخشيدنش عذرى داشته باشد) ٢ و تو پس از همه اين گفتار صاحب اختيارى كه ببخشائى يا نبخشايى، زيرا اختيار و توانائى بر هر چيز بدست تو است.
(۲۱۷) (و من خطبة له عليه السلام)
دَارٌ بِالْبَلاَءِ مَحْفُوفَةٌ وَ بِالْغَدْرِ مَعْرُوفَةٌ لاَ تَدُوم