نهج البلاغه - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ٧٧٢ - ٢٣٣ - از خطبه هاى آن حضرت عليه السّلام است (در پرهيزكارى و دل نبستن بدنيا)
السَّماءُ وَ الْأَرْضُ وَ ما كانُوا مُنْظَرِينَ ).
٢٣٣ - از خطبههاى آن حضرت عليه السّلام است (در پرهيزكارى و دل نبستن بدنيا)
(١) سپاس خداوند را سزا است كه (موجب) سپاسگزارى او (نعمتهاى بيشمارش) در بين آفريدگان منتشر، و لشگر او (فرشتگان و انبياء و اوصياء و مؤمنين كه جهاد كننده در راه دين او هستند بر دشمنانش) غالب، و بزرگى او (از هر چيز) بر تر است، (٢) او را بر نعمتهاى پى در پى و بر بخششهاى بزرگش (كه خردها در برابر آن ناتوان و زبان از شمارش وا مانده است) سپاس مىگزارم، خداوندى كه بسيار بردبار است (گناهكاران را زود كيفر نمىدهد) و (تقصير ايشان را كه قابل عفو و گذشت است) مىبخشد، و در آنچه حكم كرده (مقدّر و امر فرموده بر وفق حكمت و مصلحت) بعدل و انصاف رفتار نموده، و بآنچه مىگذرد و آنچه گذشته دانا است (دانائى او در برابر آينده و گذشته يكسان است) به دانائى خود (كه عين ذات او است) ايجاد كننده آفريدگان، و بامر و فرمان خويش (كه چيزى از آن جلوگيرى نمىتواند كرد) خلق كننده آنان است بدون پيروى كردن و آموختن (از ديگرى) و بدون بهرهمند شدن از نمونه صنعت كار و دور انديشى (زيرا او مبدا المبادى و اوّلى است كه اوّلى براى او فرض نمىشود) و بدون برخوردن بخطاء و اشتباهى و بدون گرد آوردن جماعتى (از خردمندان و دانايان تا با ايشان مشورت نمايد، زيرا او عين علم است، پس خطاء و اشتباه در او راه ندارد تا نياز به مشورت داشته باشد). (٣) و گواهى مىدهم كه محمّد (صلّى اللَّه عليه و آله) بنده و فرستاده او است بر انگيخت او را هنگامى كه مردم در ضلالت و گمراهى بسيار سير مىكردند، و در حيرت و نگرانى غوطهور بودند، و مهارهاى تباهى و بد بختى آنها را مىكشانيد (و بسوى گرفتاريهاى دنيا و آخرت مىراندشان) و قفلهاى گمراهى بر دلهاشان نهاده شده بود (بطوريكه نور حقّ و حقيقت در آنها نمىتابيد).
(٤) بندگان خدا شما را بتقوى و ترس از خدا سفارش مىنمايم، زيرا تقوى حق خدا است بر شما (تقوى را كه عبارت است از عمل بواجبات و ترك منهيّات خداوند حقّ خود و اداء شكر و سپاسگزارى از نعمتهايش قرار داده)