نهج البلاغه - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ٦٤٩ - ١٩١ - از سخنان آن حضرت عليه السّلام است (در نادرست بودن گمان كسيكه اعتقاد داشت انديشه معاويه رساتر و تدبيرش بهتر از آن بزرگوار است)
يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَ اللَّهِ مَا أُسْتَغْفَلُ بِالْمَكِيدَةِ وَ لاَ أُسْتَغْمَزُ بِالشَّدِيدَةِ.
١٩١ - از سخنان آن حضرت عليه السّلام است (در نادرست بودن گمان كسيكه اعتقاد داشت انديشه معاويه رساتر و تدبيرش بهتر از آن بزرگوار است)
: ١ سوگند بخدا معاويه از من زيركتر نيست، و ليكن او بيوفائى و خيانت كرده و معصيت و نافرمانى مىنمايد (در هر امرى مكر و حيله بكار برده بعهد و پيمان پايبند نيست، از اينرو نادانان تصوّر ميكنند اين از زيركى و دانائى او است) ٢ و اگر مكر و بيوفائى نكوهيده نبود (خداوند عذاب براى آن مقرّر نفرموده بود) من زيركترين مردم بودم، ولى (بدانيد كه) هر مكر و بيوفائى گناهى است، و هر گناهى نافرمانى است، و روز قيامت براى هر عهد و پيمان شكنى پرچم و نشانهاى است كه بآن شناخته ميشود (گناهش آشكار بوده به آتش مىبردش) ٣ و سوگند بخدا من غافلگير نمىگردم تا در بارهام مكر و حيله بكار برند (چون هميشه بمكر و خدعه آنها آگاهم) و در سختى و گرفتارى عاجز و ناتوان نمىشوم (زيرا از همه كس تواناترم، ولى براى پيروى از دستور خدا و رسول از آنچه رضاى آنها نيست چشم مىپوشم، و اين دليل برترى و تواناترى رأى و انديشه ديگرى از من نيست كه او پيرو شيطان و هواى نفس بوده، و من در هر امرى خدا را در نظر مىگيرم).