نهج البلاغه - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ٦٤٨ - ١٩٠ - از سخنان آن حضرت عليه السّلام است (در باره نماز و زكوة و اداء امانت) كه اصحاب خود را بآن سفارش مى فرمود
يعنى ما امانت را بر آسمانها و زمين و كوهها پيشنهاد نموديم پس آنها زير بار آن نرفتند و ترسيدند و انسان كه بسيار ستمگر و نادان است آنرا قبول نمود. در تأويل اين آيه شريفه فرمودهاند: مراد از امانت تكليف به عبوديّت و بندگى خداوند سبحان است بقدر استعداد هر يك از بندگان و مهمترين عبوديّت قبول خلافت الهيّه است براى اهل آن و ادّعا نكردن آن مقام براى خود، و مراد از عرض آن بر آسمانها و زمين و كوهها و زير بار نرفتنشان فهماندن لياقت نداشتن آنها است، و مراد از زير بار رفتن انسان براى كسى است كه بجهت تكبّر بر اهل آن با استحقاق نداشتن و لايق نبودن آنرا بخود نسبت داده، و مراد از ستمگر و نادان بودن آنست كه قواى غضبيّه و شهويّه بر او غلبه دارند، و در معنى امانت سخنان ديگر گفته شده و روايات بسيار نقل گرديده كه محتاج بتأمّل و انديشه است و مىتوان گفت كه آيه عرض امانت بمتشابهات قرآن كريم مىماند. در اينجا امام عليه السّلام در باره مخالفت با نماز و زكوة و اداء امانت مىفرمايد:) ٨ آنچه را كه بندگان در شب و روزشان بجا مىآورند بر خداوند سبحان پوشيده نيست، به كوچكترين كارشان آگاه و به كردارشان دانا و محيط است، اعضاء شما گواهان و اندامتان لشگرها و فرمانبران و انديشههاتان ديدهبانان او هستند، و نهانيهاى شما نزد او آشكار است (پس گمان نكنيد كه روز وارسى چيزى از گفتار و كردار و انديشههاى شما از قلم افتاده باز پرسى نمىشود كه اين گمان غلط و اشتباه و نتيجه آن پشيمانى و بدبختى هميشگى است).
(۱۹۱) (و من كلام له عليه السلام)
وَ اللَّهِ مَا مُعَاوِيَةُ بِأَدْهَى مِنِّي وَ لَكِنَّهُ يَغْدِرُ وَ يَفْجُرُ وَ لَوْ لاَ كَرَاهِيَةُ الْغَدْرِ لَكُنْتُ مِنْ أَدْهَى النَّاسِ وَ لَكِنْ كُلُّ غَدْرَةٍ فَجْرَةٌ وَ كُلُّ فَجْرَةٍ كَفْرَةٌ وَ لِكُلِّ غَادِرٍ لِوَاءٌ يُعْرَفُ بِه