نهج البلاغه - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ٢٧٠ - و قسمتى از اين خطبه در بيان چگونگى آفرينش زمين و گسترانيده شدن بر روى آب است
(امام عليه السّلام چون حمد و ثناى الهىّ را بجا آورد و مخلوقاتش را وصف فرمود، و عظمت و بزرگى و اوصاف كمال و جلالش را بيان كرده فهماند كه او را بچشم سر نمىتوان ديد، بلكه بچشم دل آشكار و هويدا است، در صدد مناجات و راز و نياز با او بر آمده عرض ميكند:) (٥٦) بار خدايا تويى سزاوار وصف نيكو و لائق شمارش نعمتهاى بى پايان، اگر به (لطف و كرم) تو آرزومنديم تو بهتر و برترى از آنكه آرزو مىكنيم، و اگر به (رحمت و آمرزش) تو اميدواريم تو گراميتر و بزرگترى از آنكه اميد داريم (زيرا در خانه تو هميشه گشوده و خوان نعمتت همواره گسترده و دست جود و بخشش تو بالاترين دستها است) (٥٧) بار خدايا تو مرا قدرت دادى در آنچه (فصاحت و بلاغت گفتار) كه غير تو را بآن مدح نگفته بجز تو بآن بر كسى ثناء گو نمىباشم، و بآن بمواضع حرمان و نوميدى و جاهاى شكّ و بد گمانى (پيش مخلوق) رو نمىآورم (زيرا آنان خودشان بيچاره و نيازمندند) و از مدحهاى آدميان و درود بر آفريده شدهها كه (بنعمت تو) پرورده شدهاند زبانم را نگاهداشتى. (٥٨) بار خدايا هر درود گويندهاى را بر ستوده شده توقّع اجر و مزدى است و من بتو اميدوارم كه دليل و راهنمائى بر توشههاى رحمت و گنجهاى مغفرت (بزرگترين پاداشى كه عطاء مىفرمايى) (٥٩) بار خدايا اينجا (كه من بتعظيم و توحيد مشغولم) جاى كسى است كه تو را يكتا دانسته بيگانگى كه خاصّ تو است و براى اين سپاسگزاريها و ثناءها كسيرا غير از تو مستحقّ و سزاوار نديده (پس هر كس لياقت پا نهادن بر منبر نداشته و هر سخنى را بالاى آن نمىتوان گفت) (٦٠) و فقر و نيازمندى من بسوى تو است كه بد بختى آنرا (هيچ چيز) جبران و تلافى نمىكند مگر فضل و احسان تو، و سختى آنرا بر طرف نمىگرداند مگر جود و بخشش تو، پس در اين مقام (كه بذكر تو مشغوليم) رضاء و خوشنودى خود را بما ارزانى فرموده دستهاى ما را بسوى غير خود دراز مفرما، زيرا تو قادر و توانا هستى بر هر چه كه خواهى (در اينجا به جدّم امير المؤمنين تأسّى جسته و آن حضرت را بدرگاه خداوند متعال وسيله قرار داده و از روى تضرّع و زارى فرياد كرده مىگويم: خدايا خطاهاى من بسيار و گناهانم بيشمار است، و تو غفور و رحيم و عزيز و كريم هستى، پس خطاهاى مرا ببخش، و گناهانم را بيامرز، و ترجمه شرح اين كتاب شريف را ذخيره روز احتياج و نيازمنديم گردان، يا مَن لّا يرجى إلّا هو).