نهج البلاغه - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ٤٢١
بيعت كرديد، من هم شكايت شما را بخدا برده مىگويم:) (١٠) بار خدايا طلحه و زبير (از قريش هستند و من هم از آن طايفهام) با من قطع رحم كرده ستم نموده پيمان خود را شكستند، و مردم را بر من شوراندند، پس بگشا آنچه ايشان بستهاند، و استوار مگردان آنچه تابيدهاند، و بنما بآنها بدى (دنيا و آخرت) را در آنچه آرزو داشته و رفتارى كه كردند (در دنيا به آرزوى خود خلافت و رياست نرسند و در آخرت بعذاب جاويد مبتلى باشند) (١١) و (هيچ توبيخ و سرزنشى متوجّه من نيست كه چرا با ايشان مىجنگم، زيرا) پيش از شروع بجنگ بازگشت آنها را به بيعتى كه نقض كردند خواستم و تأنّى و تأمّلشان را (در اين امر) قبل از واقعه طلبيدم، پس (پند و اندرز مرا نپذيرفته انديشه نادرست خود را تعقيب كردند) نعمت (اطاعت از خدا و رسول و امام زمان) را خوار شمرده و سلامتى (دنيا و آخرت) را از دست دادند.
بيارى پروردگار توانا تمام شد جزء دوّم از شش جزء ترجمه و شرح كتاب نهج البلاغة در بامداد دوشنبه بيستم ماه جمادى الأخرة سال هزار و سيصد و شصت و شش هجرى- در تهران بقلم علىّ النّقىّ (فيض الإسلام) آل محمّد الدّيباج.
نويسنده جزء دوّم ترجمه و شرح كتاب نهج البلاغه طاهر (خوشنويس) ابن مرحوم حاجّ عبد الرّحمن (غفر اللّه له) خداوند سبحان را بانجام اين خدمت سپاسگزار بوده و از او توفيق نوشتن چهار جزء ديگر را درخواست مىنمايم.
رجب ه ١٣٦٦
.