نهج البلاغه - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ٤١٤ - و قسمتى پنجم از اين خطبه است (در تمسّك بكتاب خدا)
وَ رِيٌّ لِلظَّمْآنِ وَ فِيهَا الْغِنَى كُلُّهُ وَ السَّلَامَةُ كِتَابُ اللَّهِ تُبْصِرُونَ بِهِ وَ تَنْطِقُونَ بِهِ وَ تَسْمَعُونَ بِهِ وَ يَنْطِقُ بَعْضُهُ بِبَعْضٍ وَ يَشْهَدُ بَعْضُهُ عَلَى بَعْضٍ وَ لَا يَخْتَلِفُ فِي اللَّهِ وَ لَا يُخَالِفُ بِصَاحِبِهِ عَنِ اللَّهِ قَدِ اصْطَلَحْتُمْ عَلَى الْغِلِّ فِيمَا بَيْنَكُمْ وَ نَبَتَ الْمَرْعَى عَلَى دِمَنِكُمْ وَ تَصَافَيْتُمْ عَلَى حُبِّ الْآمَالِ وَ تَعَادَيْتُمْ فِي كَسْبِ الْأَمْوَالِ لَقَدِ اسْتَهَامَ بِكُمُ الْخَبِيثُ وَ تَاهَ بِكُمُ الْغُرُورُ وَ اللَّهُ الْمُسْتَعَانُ عَلَى نَفْسِي وَ أَنْفُسِكُمْ .
و قسمتى [پنجم] از اين خطبه است (در تمسّك بكتاب خدا):
(١٠) و بدانيد او (دنيا پرست كور دل) از هر چه دارا باشد سير شده و ملول مىگردد بجز از زندگى، زيرا در مرگ آسايش نمىيابد (چون در دنيا بدستور خدا و رسول رفتار نكرده تا بعد از مرگ موجب راحتى او باشد) (١١) و جز اين نيست كه بينائى در دنيا (باور داشتن بآنچه بعد از مرگ واقع ميشود) به منزله حكمت است كه آن براى دل مرده حيات و زندگى و براى چشم كور بينائى و براى گوش كر شنوايى و براى تشنه (رحمت الهىّ) سير آبى است، و در آن بىنيازى كامل (از دنيا) و سلامتى (از عذاب) است (و راه نجات و رستگارى شما) (١٢): كتاب خدا (قرآن كريم) است كه بوسيله آن (حقّ را) مىبينيد و مىگوئيد و مىشنويد، و بعضى از آن ببعض ديگر گويا (پارهاى از آيات آن آيه ديگر را تفسير مىنمايد) و بعضى از آن بر بعض ديگر گواه است (براى فهم مراد از آيهاى به آيه ديگر استشهاد ميشود) (١٣) و (از اين جهت) قرآن در معارف و احكام الهىّ اختلاف ندارد، و پيرو و مؤمن بخود را از خدا جدا نمىگرداند (بلكه او را به شاه راه هدايت و رستگارى رهسپار مىنمايد).