نهج البلاغه - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ٤٠٢ - ١٢٩ - از خطبه هاى آن حضرت عليه السّلام است راجع به پيمانها و ترازوها
و مدّت مهمانيتان اندك و وامتان عمل (عبادت و بندگى) است كه (نزد نويسندگان) محفوظ است، (٢) پس چه بسيار كوشنده در عملى است كه (آنرا) ضائع ميكند (مانند رئاء كاران) و چه بسيار رنج برندهاى است كه (از آن) زيان مىبرد (چون خوارج و نواصب) (٣) و شما در روزگارى واقع شدهايد كه خير و نيكوئى بآن پشت كرده و شرّ و بدى بآن رو آورده و شيطان بهلاك و تباه نمودن مردم طمع دارد، پس اكنون هنگامى است كه اسباب كار او قوّت گرفته و مكر و حيلهاش بهمه جا راه يافته شكار كردنش آسان شده است. (٤) بمردم هر جا كه خواهى درست نظر كن، آيا هيچ مىبينى مگر فقيرى كه از فقر و درويشى رنج مىبرد (شكيبائى ندارد و بآنچه خدا خواسته راضى نيست) يا ثروتمندى كه شكر نعمت خدا بجا نياورده كفران ميكند، يا بخيلى كه براى زياد كردن دارائى بمال خدا بخل مىورزد، يا متمرّد و سركشى كه گويا گوش او براى شنيدن پند و اندرزها سنگين است؟ (٥) كجايند نيكان و شايستگان شما و آزاد مردان و كرم دارانتان، و كجايند پرهيزكاران در داد و ستد و پاكان در كردارشان؟ آيا همگى از اين دنياى پست و سراى رنج و بدبختى با شتاب كوچ نكردند؟ (٦) و آيا جانشين شدهايد شما در ميان مردم نخاله بد كه از جهت پستى و بىلياقتى و سزاوار نبودن ذكر نام ايشان دو لب در توبيخ و سرزنش آنان روى هم نمىافتد (شما كه جانشين آن نيكان هستيد به قدرى رذل و پست مىباشيد كه براى نبردن نامتان مذمّت از شما هم سزاوار نيست) پس (در اين مصيبت بايد بگوئيم:) إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ يعنى ما همه بندگان خدا و مملوك او هستيم و بسوى حكم و فرمان او باز مىگرديم: (٧) فساد و تباهكارى نمايان شده است (معروف منكر و منكر معروف گرديده) پس نيست شخصى كه آنرا تغيير دهد، و نه منع كنندهاى كه از آن نهى نمايد!! (امر بمعروف و نهى از منكر نمىكنيد و) با اين رويّه مىخواهيد در بهشت در جوار رحمت خدا و از ارجمندترين دوستان او باشيد؟ (٨) چه دور و نادرست است انديشه شما!! خدا را براى رفتن ببهشت او (با كردار زشت و گفتن اينكه رحيم و كريم و آمرزنده است) نمىتوان فريب داد، و رضاء و خوشنودى او بدست نمىآيد مگر