نهج البلاغه - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ٢٨٧ - ٩٦ - از سخنان آن حضرت عليه السّلام است (در اينكه ستمگر بالأخره كيفر خواهد ديد و خداوند از او بازخواست خواهد نمود
(١) اگر خداوند ستمگر را مهلت دهد هرگز از مؤاخذه و باز پرسى از او نمىگذرد، و در بين راهش و جاى غمّ و اندوه گلوگير كه نگذارد آب دهان فرو دهد (در سختيهاى دنيوىّ يا موقع سختيهاى مرگ) در كمين گاه است (گويا سر راه بر او گرفته تا در وقت مقتضى او را بكيفر رساند) (٢) آگاه باشيد سوگند بآن كسيكه جان من بدست قدرت و توانائى او است اين گروه (لشگر شام) بر شما غلبه خواهند نمود، نه از براى آنكه آنها از شما بحقّ سزاوارترند، بلكه از جهت عجله ايشان است براى بدست آوردن باطل (انجام فرمان) اميرشان (معاويه) و دير جنبيدن شما براى حقّ من (خلاصه سبب غلبه آنان اتّفاق و پيروى از رئيسشان است و شكست شما بر اثر نفاق و اختلاف و نافرمانى از اميرتان مىباشد، پس مدار فتح و فيروزى در جنگ و در هر امرى اتّفاق و اجتماع بر انجام فرمان رئيس و بزرگ قوم است، نه بر درستى و نادرستى عقيده و ايمان كه اگر چنين بود هرگز اهل شرك بر اهل توحيد ظفر نمىيافتند در صورتيكه مىبينيم بسيارى از كفّار و منافقين بر مسلمين و مؤمنين در كارها غلبه و پيشروى دارند) (٣) و هر آينه امّتها و رعيّتها (ى هر پادشاه و اميرى) شب را صبح ميكنند در حاليكه از ستم رؤساى خود ترس دارند (كه مبادا بواسطه نافرمانى آنان را كيفر دهد و از اين جهت همواره مطيع و فرمانبردار رؤساى خويش بوده و در هر امرى پيش مىروند) و من شب را صبح ميكنم در حاليكه از ستم رعيّت خود ترس دارم (چون از خدا مىترسم و بر ايشان ستم روا ندارم آنها بر من ستم كرده سخنم را گوش نميدهند) (٤) شما را براى رفتن بجهاد و جنگيدن با دشمن طلبيدم نرفتيد، و (سود رفتن و زيان نرفتن به كارزار را) گوشزد شما نمودم نشنيديد، و در نهان و آشكار شما را دعوت كردم اجابت نكرديد، و پند و اندرز دادم نپذيرفتيد، آيا شما با اينكه حاضر هستيد مانند غائبين بوده كه در اينجا نيستند؟ (و سخنانم را نشنيده از پند و اندرز من بهره نمىبرند) و آيا شما با اينكه غلامان و رعيّت هستيد مانند خواجگان و رؤساء مىباشيد؟ (خود را صاحب رأى دانسته فرمان همچو منى را نمىبريد) (٥) حكمتها (و سخنانى كه بزرگى و خوشبختى دنيا و آخرت را در بر دارد) براى شما مىگويم (مانند حيوان وحشىّ) از آنها رم مىكنيد، و شما را به اندرز نيكو پند مىدهم از آن دورى مىجوييد (نمىپذيريد) و شما را بر جهاد تباهكاران (اهل شام) ترغيب ميكنم سخنم بآخر نرسيده همه تان را مانند پراكندگى فرزندان سبا پراكنده مىبينم