نهج البلاغه - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ٢٦٤ - و قسمتى از اين خطبه در بيان چگونگى آفرينش زمين و گسترانيده شدن بر روى آب است
هر گناهى كوچك يا بزرگ منزّه و مبرّى هستند، پس نهى كردن حقّ تعالى آدم را از خوردن ميوه آن درخت نهى تنزيهى است كه عبارت از ترك مستحبّ و ترك اولى باشد، و اينكه آدم پس از خوردن آن ميوه خود را ستمكار و زيانكار خوانده يا خداوند در جاى ديگر او را گناهكار ناميده «س ٢٠ ى ١٢١: وَ عَصى آدَمُ رَبَّهُ فَغَوى يعنى چون آدم مستحبّى را كه پروردگارش دستور داده اتيان نكرد پس از ماندن در بهشت بى بهره ماند» براى آنست كه انبياء و اولياء ايشان ترك اولى را بزرگ شمرند و هر عبادتى را كوچك دانند) پس بعد از توبه و بازگشت خداوند آدم عليه السّلام را بزمين فرود آورد تا با نسل او زمين خود را آباد گرداند، و براى بندگانش (فرزندانى كه با او بودند و يا بعد بدنيا آمدند) او را حجّت و راهنما (به مبدأ و معاد) قرار دهد، (٤٧) و بعد از آنكه قبض روحش كرد مردم را در باب ربوبيّت و معرفت و شناسايى خود كه حجّت و دليل بر آن استوار مىنمايد رها نكرده بحال خود و نگذاشت، بلكه بسبب حجّتها و دليلهايى كه بر زبان برگزيدگان از پيغمبرانش فرستاد و همه آنان يكى بعد از ديگرى آورنده پيغامهاى او بودند، از ايشان پيمان گرفت (آنها را راهنمائى نمود) تا اينكه بوسيله پيغمبر ما محمّد صلّى اللّه عليه و آله حجّتش را تمام كرده و جاى عذرى باقى نگذاشت و بيم دادن او بپايان رسيد (چون نبوّت و رسالت را بوجود مقدّس رسول اكرم ختم كرد و دين خود را تكميل فرمود ديگر جاى عذر براى هيچكس باقى نگذاشت و عذاب را براى گناهكاران مقرّر فرمود) (٤٨) و روزيها را مقدّر كرد (اندازه آنرا تعيين نمود) پس آنها را زياد و كم گردانيد و (به بندگان) به تنگى و فراخى قسمت كرد و در اين قسمت به عدالت رفتار نمود (هر كس را بر وفق حكمت و مصلحت و باندازه استعداد او بخشيد) تا به آسانى دست آوردن روزيها و دشوارى آن هر كه را بخواهد آزمايش نمايد و بهمين جهت شكر را از غنىّ ايشان و صبر را از فقيرشان بيازمايد (ببيند توانگر سپاسگزارى ميكند و درويش شكيبائى دارد، يا نه) پس از آن بفراخ روزيها سختيهاى فقر و پريشانى را مقرون ساخت (٤٩) و به سلامتى اشخاص آفتهاى ناگهانى را پيوست و شاديهاى بسيار را به غصّهها و اندوههاى گلوگير مبدّل فرمود (غنّى را فقير، سالم را بيمار، شادمان را غمگين كرد) و مدّت عمرها را تعيين نموده برخى را دراز و گروهى را كوتاه و بعضى مقدّم و جمعى را مؤخّر داشت و موجبات مرگ (غرق گشتن و سوختن و بيمارى