تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٥٩ - چگونگى حصول تشخّص
انضمامات كلى به كلى، مفاهيمى بودند كه بر هيچ فردى منطبق نبودند و صرفاً اين كلى مقيد به قيودات از موجودات عالم ذهن بود، پس تشخص شىء به وجود اوست و وجود شىء عين تشخص آن است.
بحث دوم اينكه: بعد از آنكه گفتيم اين مكتنفات وجود از امارات تشخص است، آيا هر مرتبه از مراتب اين مكتنفات، امارات تشخص است تا نتيجه دهد كه اين مكتنفات از قبيل كيف و كمّ و غير آنها، با آن عرض عريضى كه دارند، در هر مرتبهاى از اول تحقق تا منتهى إليه سير كمال و به غايت رسيدن كمّ و كيف اماره تشخص بوده، تا اينكه تشخصات غير محدوده به حدى حاصل گردد؟
يا اينكه قضيه اين طور نيست كه در هر مرتبه از اين مكتنفات، اين امارات كاشف از يك تشخصى باشند، بلكه اين مكتنفات با عرض عريضى كه دارند امارات تشخص واحدند.
توضيح اين معنى اينكه: مثلًا يك بذر سبزى به قدر سر سوزنى كه مكتنف به كمّ و كيف كوچكى است، آيا اين كمّ و كيف از اول مرتبه نازله وجودشان تا منتهى إليه كمالشان و در هر مرتبهاى بين اين بالا و پايين كه مراتب غير محدوده است- چون حركت است و حركت بايد لا يتناهى باشد و الّا جزء لا يتجزى لازم مىآيد- امارات تشخصى؛ غير تشخصى كه در مرتبه ديگر، امارات او خواهند بود مىباشند؟ يا اينكه كمّى كه در مغز بذر است، اين طور نيست كه معدوم شده و بعد كمّ ديگرى حاصل شود، مثلًا اول كه از خاك سر بلند مىكند كمّ يك سانتى داشته باشد بعد از چند ماه كه در بوستان قد يك مترى برافراشت، آن كمّ اوّلى معدوم شود و بعد از آن، اين كمّ زياد و بلند حاصل گردد، بلكه كمّ از اول رو به كمال گذاشته و اين كمّ يك مترى، همان كمّ روز اول بوده، منتها در كمال ترقى نموده است.
مخفى نماند: مناط تعدد تشخص و اينكه اين مكتنفات در هر مرتبه، اماره تشخصى باشند، آن است كه آن كمّ روز اول و آن كيف روز اول معدوم شده و كمّ ديگر و كيف ديگرى حاصل گردد. و لكن اگر اين كمّ در اين مرتبه، همان كمّى است كه در آن مرتبه