تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٩٦ - بيان فاعل بالحركه و فاعل بالالهيه
مزاحمت داشته و آن جسم با نود درجه متوجه مركز است و همين طور اگر سنگ ده منى ديگرى به اين كفه ترازو اضافه گردد تا وقتى كه وزن اين سنگها هم به صد من برسد، آن گاه وزن تمام اين سنگها با قوه جسم مدافعه نموده و صولت توجه آن را به مركز از بين برده و كفتين ترازو برابر مىشود و اگر دو مثقال به اين سنگها اضافه شود به اندازه دو مثقال آن كفه بالا مىرود.
پس تا كنون معلوم شد كه مزاحمت و مدافعه در عالم طبيعت و علل طبيعى به اندازه قوهاى است كه در طرف مىباشد. بنا بر اين اگر دو نفر با زور و پهلوان كه هر كدام مىتوانند صد من را بردارند، اتفاقاً دو نفرى با هم هر يك گوشهاى از سنگ صد منى را گرفتند، اين طور نيست كه هر يك تمام زور و قوه خود را اعمال كرده باشد، بلكه از هر كدام پنجاه درجه قوه صرف شده و پنجاه درجه ديگر اصلًا مصرف نگرديده است.
و الحاصل: عالم طبيعت، عالم اندازه و مقدار است و كيفيت علل و فواعل آن، كيفيت حركت و اندازهگيرى است، مثلًا قوه تعلق بدن به نفس داراى اندازه است و بالفرض مثلًا آن قوه ما دام كه خون در بدن است تمام نمىشود، بنا بر اين اگر كاردى به بدن خورده و بدن زخمى شد و آن زخم مىتواند در نيم ساعت خون را از بدن خارج كند و مجدداً كارد ديگرى به بدن اصابت نمود و زخم ديگرى مانند زخم قبلى در بدن پيدا شد و از هر يك از زخمها يك ربع ساعت خون آمد و نيم ساعت تمام شد، ديگر قوه تعلق بدن به روح تمام مىشود. بنا بر اين مىتوان گفت هر يك از علتين تأثير كرده، منتها به اندازه قوهاى كه در معلول بوده، مشتركاً از هر يك قوه اعمال شده است و به اين معنى و تقرير عيب ندارد كه كلى از هر يك از علتين حاصل شود، منتها همه قوه موجود در هر يك در معلول اعمال نشده، بلكه به اندازه قوه معلول، از آنها قوه صرف گشته و باقى قوه مصرف نشده است.
يا اينكه اگر يكى به تدريج مىتوانست در دو ساعت تأثير كند و با انضمام ديگرى، آن دو، كار دو ساعتى را در يك ساعت انجام دادند، مثل اينكه اگر سمّى به انسان بدهند كه در دو ساعت او را مىكُشد و گاز ديگرى هم در دو ساعت انسان را خفه كند اين دو