تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٣٠ - مرجح حدوث نزد متكلمين
بحث در اين بود كه مرجح حدوث عالم در ما لا يزال چه بوده؟ و بحث در ربط حادث به قديم بود؛ لذا مجدداً به همان بحث پرداخته و مىگوييم: بايد اين معنى را تحليل كرد كه چطور شىء متغير، معلول شىء لا يتغير قديم باشد؟ مثلًا شيئى كه در اول وجودش به گونهاى بود و بعد تغيير يافت و در زمان تغيير هم فرضاً معلول علت سابقه اوليه است، چگونه با اينكه در علت تغيير رخ نداده در معلول تغيير رخ داده است؟ و با اينكه علت قديم ازلى و از حيث ذات و اراده و علم تغيير نيافته و علم و اراده عين ذات اوست و ذات او عين اراده است و ذاتش لا يتغير است، چطور مىشود در معلول تغيير پيدا شود؟ آيا در ارادهاش تغيير حاصل مىشود؟ تعالى اللّه عن ذلك.
مرجح حدوث نزد متكلمين
در اين مقام بحث در اين است كه بنا بر قول متكلمين كه اين كره مسمّط حادث است [١] لازم مىآيد در يك برهه ممتد و يك زمان موهوم طولانى [٢] از اوّلِ غير متناهى كه لا اوّل له خدا بوده لا غير و بعد از اين رشته موهوم ممتد غير متناهى كه لا اوّل لأوّله اين كره كه سطح محدب آن فلك الافلاك و پوست روى آن فلك اطلس و مغز و مركزش اين عالم خاك است، [٣] حادث شده است.
حال سؤال مىشود كه چرا اين معلول بعد از آن رشته ممتد موهوم، حادث شد و چه مرجحى بوده كه اين معلول را از علت بازداشته، تا در اين وقت مخصوص موجود گردد؟ با اينكه اوصاف ذاتيه عين ذات بوده و اراده از اوصاف ذات است پس اراده قديم است، بنا بر اين چطور مىشود اراده ازلى علت عالم باشد ولى معلول بعدها موجود گردد؟
پوشيده نماند كه قول به عدمِ انفكاكِ معلولِ حق از حق مستلزم موجَب شدن
[١] كشف المراد، ص ١٧٠- ١٧٥.
[٢] نقد المحصل، ص ١٢٢؛ شرح مواقف، ج ٥، ص ٩٥- ٩٦.
[٣] كشف المراد، ص ١٥٦؛ شوارق الالهام، ص ٣١٦- ٣١٩.