تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٥٨
رسم جوهر و اقسام آن
رسم جوهر و حقيقت آن اين است كه اگر در خارج موجود شود، موضوعى كه در او موجود شود، براى او نيست. و جوهر ماهيتى تحصلى است نه اعتبارى كه اگر در خارج ظاهر و موجود شود، موضوعى وراى حقيقت آن، حقيقت نداشته تا در او موجود گردد.
اشكال شده كه اگر جوهر در خارج موجود شود در حركت و در زمان واقع مىگردد، پس زمان و حقيقت تصرميه موضوع آن است، ولى اين اشكال بىربط است؛ چون زمان هويت خارجيهاى كه جوهر در آن واقع شود نيست، بلكه زمان نحوه تحصل خود جوهر است و زمان مانند موضوع براى سواد نيست كه در رتبه سابقه موجود باشد و يا در رتبهاى با رتبه جوهر موجود باشد، بلكه زمان از عوارض لازمه و لا ينفك جوهر جسمى است كه از مرتبه تحصل آن منتزع مىگردد.
و بالجمله: جوهر پنج قسم است: چون جوهر يا محل جوهر ديگر است و يا حالّ در جوهر ديگر است.
و بعبارة اخرى: جوهر يا متقوم به جوهر ديگرى است و يا مقوم جوهر ديگرى است، يعنى يا قيّوم اين جوهر، جوهر ديگرى است يا اينكه جوهر ديگرى متقوّم به اوست.
و بعبارة ثالثه: جوهر يا قيّوم غير خود مىباشد و يا غير آن از جواهر مقوّم اوست.
به اوّلى كه تحصل آن به تحصل غير است و قوهاى است كه به قيموميت ديگرى