تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٣٢ - علت صورى
شيخ الرئيس در شفا بيان كرده است كه در چند مورد صورت گفته مىشود. [١]
بعضى اوقات به هر چه فعليت داشته باشد و قوه نباشد و لو ماده نداشته باشد و از طبيعت نباشد، صورت گويند؛ لذا به جواهر مفارقه صورت گويند چون فعليت دارند.
از حضرت امير عليه السلام منقول است كه:
«اوّل ما خلق اللَّه الصورة»، [٢]
يعنى عالم العقل.
چنانكه در اين اطلاق به حضرت احديت كه فعليت صرف و تمام الفعليه است صورة الصور گويند.
و بعضى اوقات صورت بر هر هيئتى و فعلى كه در قابل وحدانى يا مركب باشد، اطلاق مىشود به طورى كه به حركات و اعراض كه عارض بر شىء بسيط وحدانى يا مركب است صورت گويند.
و بعضى اوقات به آنچه ماده فعلًا متقوم به اوست، صورت گويند، بنا بر اين اصطلاح صورت بر جواهر عقليه كه خالى از ماده بوده و بر اعراض كه ماده ندارند اطلاق نمىشود.
و بعضى اوقات به آنچه ماده به او تكميل مىشود، صورت گويند مثلًا به شيرينى سيب، صورت گويند. و همچنين به آنچه ماده به او تكميل مىشود گرچه آن چيز بالفعل مقوم ماده نباشد، صورت گويند؛ مثل صحت كه ماده بالطبع به سوى او حركت مىكند و لو فعلًا به او نرسيده باشد.
و باز به آنچه از صناعت حادث مىشود صورت گفته مىشود، مثل صورت سرير كه از صنعت نجّار حاصل مىشود. و نيز كليت كل، صورت اجزاء است.
[١] شفا، بخش الهيات، ص ٤٤٧.
[٢] اين روايت را در معاجم روايى نيافتيم.