تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٥٩
قائم است و محل است، هيولى گويند.
و به آنكه حالّ است و قيموميت ديگرى را به عهده دارد، صورت گويند، و صورت: يا صورت جسميه و يا صورت نوعيه است.
و يا آنكه: جوهر نه قيوم ديگرى است و نه غير در مرتبه تحصل، قيوميتى بر او دارد، اين گونه جواهر مجردات مىباشند كه در ذات مجردند.
و اين قسم كه در ذات مجرّد است: يا در ذات و عمل هر دو مجرّد بوده و تعلّق به جسم ندارد و آن عقل است، و يا در ذات مجرّد بوده ولى در عمل تعلّق به جسم دارد و آن نفس است. اگر چه شقّ ديگرى تصوير عقلى دارد و آن اينكه در ذات تعلق به جسم داشته باشد ولى در عمل مجرّد باشد، الّا اينكه چنين چيزى وجود خارجى ندارد.
قسم پنجم: جوهرى است كه مركب از حالّ و محل است و آن را جسم گويند، در اين قسم با نظر به تركيب آن، صورت و ماده گفته يعنى به هيولى، ماده و به صورت، صورت گويند و لو با نظر به اختلاط و حالت اجتماع جسم گويند.