تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٥٥ - سبق قدرت بر فعل
شيخ الرئيس به اينها اشكالى كرده كه بنا بر اين آدم نشسته نبايد قادر بر قيام باشد. [١]
مرحوم حاجى به اين قول دو اشكال دارد:
يك اشكال مقدس مآبى و آن اينكه لازم مىآيد كفار تكليف نداشته باشند چون آنها قادر بر فعل نيستند؛ زيرا مناط تكليف قدرت بر فعل است و مادامى كه انسان عامل نباشد قادر نيست، پس كفار قبل از عمل قدرت بر آن نداشته بنا بر اين نبايد تكليف شوند.
«فتأمّل» براى اين است كه اين سخن حاجى مخدوش است؛ زيرا اولًا تخصيص نقض به كفار بىمورد است. و ثانياً مصحح تكليف، قدرت مع الفعل است و اگر قدرت با فعل همراه باشد تكليف صحيح است.
بلى اشكال علمى ديگر مرحوم حاجى بجاست كه فرمود: يا لازم مىآيد كه موجودات را كه بالضروره حادثند- از قبيل زيد و عمرو و غيره- براى حفظ قدم قدرت خداوند قديم بدانيد و يا قدرت را به مرتبه اينها آورده و در مرتبه حدوث قرار دهيد كه حدوث قدرت خداوند لازم مىآيد و هر دو باطل است.
ثمّ: قوهاى كه مقابل فعل است بر فعل سبق زمانى دارد، مثلًا قوه استعداديهاى كه در منى نسبت به صورت فعلى انسانى است بر صورت انسانى تقدم دارد و در حقيقت اين سبق براى هر فرد فردى از قوه بر هر فرد فردى از فعل به طور تعاقب و تناوب است، اصل قوه موجوده در منى بر فرد صورت فعلى علقه، و قوه كائنه در علقه بر صورت فعلى مضغه سبق دارد، و هكذا بالتعاقب.
چنانكه فعل بر قوه مطلقاً به انحاء سبق تقدم دارد؛ زيرا صورت شريكة العله براى ماده است و تقوم ماده به قيمومت صورت فعلى است. پس صورت رتبةً عليت داشته براى قوه و رتبه عليت سبق دهرى- كه روح الزمان است- بر معلول دارد.
و هكذا سبق بالشرف دارد؛ چون بلا اشكال صورت انسانى نسبت به قوهاى كه قابل انسان است شريف است.
[١] شفا، بخش الهيات، ص ٣٨٣.