تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٤١ - علت و معلول متضايفند
و بالجمله: با ايجاد عقل، تمام موجودات قيموميت شده و عقل محيط به تمام اشياء است و اللّه من ورائه محيط بجميع الاشياء و به دست قيموميت عقل كه اسم حاوى تمام موجودات است، تمام موجودات را قيموميت فرموده است. پس تمام اشياء به اسم قيموميت حق، قائم است. بنا بر اين با صدور عالم عقل تمام كائنات صادر گرديده است
«و جفّ القلم بما هو كائن». [١]
و عالم عقل محيط به تمام عالم خلق بوده و با خلق او تمام عالم خلق شده است، منتها بنحو الاجمال و اللف، و عالم پايين شرح و تفصيل آن لبّ لبيب بوده و موجود فى العقل بنحو الاجمال، در اين منازل مشروح و مفصل است.
و الحاصل: عالم عقل كمال مطلق است؛ چون جمال بىواسطه جميل مطلق است.
پس عالم عقل به تمام شئون كماليه وجود تا آخرين زاويه نور وجود كه كمال است، رسيده و مأوى و محتواى آنها بوده و مراتب نازله رشحه اوست. چنانكه در مورد نفس اين معنى گفته شد كه نفس در عين بساطت، جامع تمام قواى نفس از باصره و سامعه و لامسه و غيره است.
علت و معلول در وحدت تابع يكديگرند
از احكام مشتركه بين علت و معلول اين است كه علت و معلول در وحدت تابع يكديگرند، يعنى اگر علت واحد باشد، معلول واحد خواهد بود و همچنين اگر معلول واحد باشد، علت واحد خواهد بود، به واسطه آنچه گذشت كه «الواحد لا يصدر منه الّا الواحد» و «الواحد لا يصدر الّا من الواحد». چرا كه خصوصيت خاصه، مقتضى معلول خاص بوده و معلول خاص، مقتضاى علت خاصه است؛ چنانكه ذكر شد.
علت و معلول متضايفند
و از احكام مشتركه بين علت و معلول، تضايف است، يعنى هر علتى كه تصور شود، معلول آن هم تصور خواهد شد و همچنين تصور معلول مستلزم تصور علت است.
[١] مسند احمد، ج ١، ص ٣٠٧؛ كنز العمال، ج ١، ص ١٣٤، حديث ٦٣٢.