تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٧٨ - حدوث اسمى
هكذا. پس تمام اوعيه وجودات سلسله، وعاء براى عدم سلسله تاليه آن مىباشد.
همان طور كه در اين عالم ناسوت، مقادير حركات دوريه، ازمنه است و خورشيد طبق گردش فلك طلوع و غروب نموده و شب و روز را تشكيل مىدهد و زمان مستمر است، همچنين بايد تمام عالم را يك كره بزرگ دانست كه نيّر نور حقيقى به ذات انور نوربخش خود در دار فلك وجودات، اين عالم را در دو قوس نزول و صعود سير نموده و تمام عالم از ازل تا ابد براى او يك شب و روز است. خوشا به حال آنان كه به روز رسيده و يا از اول، تاريكى شب مظلم را نديده و هميشه در مطلع فجر، ديده آنها زمينه افق را سپيد ديده است؛ چنانكه فرمود: «وَ كَذلِكَ نُرِي إِبْراهِيمَ مَلَكُوتَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ» [١] «سَلامٌ هِيَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ». [٢] نمىدانيم آيا ما از اين ظلمت شب مىرهيم يا نه؟ ان شاء اللّه در قيامت كبرى ديگر اين شب به پايان رسيده و نور جمال، هر ظلمتى را از ميان برداشته و نيّر نور حقيقى از پس ابرها بيرون آمده و حجاب سحاب را از صفحه وجود برمىدارد. «هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ» [٣] «كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ» [٤] «إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ». [٥]
حدوث اسمى
| و الحادث الاسمي الذي مصطلحي |
| أن رسمٌ اسمٌ جا حديث منمحي |