تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٧٦ - حدوث دهرى
الْحُسْنى يُسَبِّحُ لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ». [١]
و بالجمله: اين اول مرتبه ظهور از مرتبه اسماء است و بعضى از اين اسماء محيط هستند مانند اسم سرمد كه احاطه بر تمام اسماء دارد؛ چون تمام اسماء سرمدند «لا أوّل لأوّله و لا آخر لآخره» عالم سرمدى، قادر سرمدى، قاهر سرمدى، رحيم سرمدى، كريم سرمدى، غنى سرمدى.
خلاصه: اين عالم سرمد بإحاطته الكليه بر تمام عوالم مبتدعات و مخترعات و كائنات و بر تمام كره وجودى محيط است.
و بعد از عالم غيب الغيوب و غيب مكنون و غيب مصون و غيب مطلق يعنى صرف الوجودى كه «لا اسم و لا رسم له و لا يمكن الاشارة إليه» مرتبه ثانيهاى است كه به آن عالم اسماء و عالم تجلى و عالم لاهوت گويند. سپس عالم جبروت است، يعنى عقول كليه كه تجرد از ماده و صورت داشته و كاملند و قرب به مبدأ دارند. اينكه به آنها عالم جبروت گويند يا به خاطر اين است كه خداوند متعال نقايص آنها را جبران فرموده و يا به جهت اين است كه آنها نقايص مرتبه مادون خود را جبران مىنمايند.
بعد از اين عالم، عالم ملكوت است و عالم ملكوت اعلى، عالم نفوس كليه است و عالم ملكوت اسفل، مُثُل معلّقه است، بنا بر اختلافى كه در آن هست، بعضى آن را عالم مثال خوانند و بعضى عالم معلّقه و بعضى ارباب انواع و بعضى مُثُل افلاطونيه گويند. و عالم شهادت اين عالم حضور است كه فلك الافلاك محيط آن و مركز آن را زمين دانند كه آخر مرتبه نزول و ظلّ الاظلال و حاشيه عدم و آخر نور وجود است و دور حركت اين فلك الافلاك زمان و آنچه داخل اين كره است زمانى است.
اگر حدقه چشم را بزرگ گردانى و بر روى اين كره نشسته و از زمان و زمانيات خارج شوى، عالم عقول و مجردات را مىبينى كه محيط بر عالم ناسوت است و زمان و زمانيات با مجموع اين كره محاط آن بوده، كه آن عالم دهر است، پس عالم دهر محيط بر عالم زمان است. و چنانكه زمان، روح زمانيات و محيط بر موجودات زمانيه بوده،
[١] حشر (٥٩): ٢٣- ٢٤.