تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٧٥ - حدوث دهرى
نيّر نور حقيقى را ديدهاند؛ چنانكه ابراهيم خليل افول اين نورنماها را ديد «فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ ...». [١]
و بالجمله: اين يك شب به آخر نرسد تا اينكه نيّر در وسط صرف الوجودى حجاب غروب را كنار زده و همه اظلال را محو و ناپيدا نموده و همه تعينات را منمحى و هيچ و پوچ گردانيده و عالم سير خود را تمام نمايد «إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ». [٢]
اجمال قول محقق داماد اينكه: براى هر وجودى وعاء يا چيزى نازل منزله وعاء است و قناع از روى اين اجمال به بيان كيفيت سلسله و نظام وجود موجودات برداشته مىشود. اين است كه گفته مىشود: وجود صرف بصرافته با قطع نظر از خودنمايى، تجلى غيب است و او را اسمى و رسمى نيست و اين مرتبه را مرتبه غيب الغيوبى و مرتبه غيب مطلق گويند. و در اين مرتبه نه وعايى است و نه چيزى نازل منزله وعاء و اصلًا قابل اشاره نيست و پايينتر از اين عالم غيب، عالم تجليات و عالم اسماء است كه عالم نمايش و همچنين مبدأ قوس نزولى، از اين عالم شروع مىشود.
و خداوند تبارك و تعالى را اسمائى است كه عالم شهود و غيب و عقول و مجردات و نفوس و اجسام و كل ما كان، در تحت اين اسماء اداره مىشوند. بعضى از اين اسماء محيط بر بعضى و بعضى محاط بعضى ديگر مىباشد و كلمه جامع و محيط و اسم اعلى كه محيط بر همه اسماء و تمام عالم است كلمه مباركه «اللّه» و «رحمن» و «أوّل» و «آخر» و «ظاهر» و «باطن» است كه به بعضى از آنها در اين آيه «هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ» [٣] و به بعضى ديگر در آخر سوره مباركه حشر اشاره شده است: «هُوَ اللَّهُ الَّذِي لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ الْعَزِيزُ الْجَبَّارُ الْمُتَكَبِّرُ سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا يُشْرِكُونَ^ هُوَ اللَّهُ الْخالِقُ الْبارِئُ الْمُصَوِّرُ لَهُ الْأَسْماءُ
[١] انعام (٦): ٧٦- ٧٩.
[٢] بقره (٢): ١٥٦.
[٣] حديد (٥٧): ٣.