تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٧١ - حدوث دهرى
و باز پوشيده نماند كه بين حكما اختلاف است كه آيا حركت قطعيه موجود و حركت توسطيه وهمى است، يا بالعكس و يا هر دو موجود است. [١] مثلًا كبوترى كه از اول حياط پرواز مىكند، خطى از حركت او تشكيل مىيابد كه به مجموع آن خط حركت قطعيه گويند و به روحى كه آن را تشكيل مىدهد حركت توسطيه گويند، يعنى خود كبوتر مانند نقطهاى است كه حركت كند، البته خط از حركت نقطه توليد مىشود.
و الحاصل: راسم زمان، حركت و چرخش فلك الافلاك است؛ اگر چه فلك را حركت نيست؛ چون حركت آن است كه شىء از وضعى به وضعى منتقل شود و حال آنكه فلك الافلاك ثابت و حركتش كروى است؛ مانند چرخى كه دور خودش بگردد.
آنچه در جوف اين كره است زمانى و آنچه خارج از آن و محيط بر اوست خارج از زمان است؛ چون فرضاً محيط بر فلك الافلاك است. و زمان از حركت فلك الافلاك به دست مىآيد و خود زمان و زمانيات محاط عالمى است كه آن عالمِ مفارقات نوريه است، يعنى آنچه از ماده و مدت متبرّى و همچنين تعلق به ماده نداشته و از صورت هم عارى است. به عالمى كه عالم اين مفارقات نوريه است، عالم دهر گويند. و آن عالم بسيط و مجرد از كمّيات و اتصال و سيلان است و به منزله وعاء براى اين مفارقات است و نسبتش به زمانيات و عالم طبيعت، مانند نسبت روح به جسد است كه دست به هر جايى از جسد بگذارى روح است.
و باز براى غير مفارقات نوريه، يعنى اسماء و صفات الهى عالمى محيط به عالم دهر است و آنچه جارى مجراى وعاء براى اين صفات و اسماء است، عالم سرمد است.
مقدمه دوم اينكه: براى وجود دو سلسله طوليه و عرضيه است:
سلسله عرضيه آن است كه بين وجودات آن سلسله عليت و معلوليت نيست، مانند وجودات عالم طبيعت نسبت به يكديگر و يا وجودات عالم جبروت نسبت به
[١] رجوع كنيد به: شفا، بخش طبيعيات، ص ٣٥؛ مباحث مشرقيه، ج ١، ص ٦٧٢؛ اسفار، ج ٣، ص ٣١- ٣٧.