تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٧٠ - حدوث دهرى
همان طور كه گفتيم، حدوث ذاتى هست، يعنى تمام ممكنات ليسيت ذاتيه داشته و در حين وجود، آن روسياهى و سواد الوجهى و نقطه سودايى در جبين آنهاست و اين ليسيت با ايسيت هم مجامع است. و همچنين حدوث زمانى هست، مانند حدوث شيئى كه وجودش مسبوق به عدم مقابل است. حدوث سومى هم هست و آن حدوث دهرى است كه آن را سيد افاضل ابداء نموده و گفته است: حدوث دهرى مانند حدوث زمانى است؛ زيرا در آن، عدم مقابل با وجود شىء مطرح است ولى عدم فكّيه سابق نه جمعيه كه ليسيت ذاتيه جمعاً با وجود عارض بر ذات باشد، و لكن اين فكّيه در دهرى در سلسله طوليه است نه فكّيه در سلسله عرضيه.
اى فهم مقصود از كلام سيّد، ذكر سه مقدمه لازم است:
مقدمه اول اينكه: براى وجود هر موجودى وعايى يا چيزى كه جارى مجراى وعاء است، لازم است. وعاء سيالات- مانند حركات و متحركات- زمان است، حال اعم از اينكه زمان بنفسه وعاء باشد؛ چنانچه در حركات و آنچه وجودش استمرارى است زمان وعاء بوده و حركات منطبق بر زمان است و يا اينكه طرف زمان وعاء باشد؛ چنانكه در آنچه استمرارى نيست مانند آنيات و وصولات الى حدود المسافات چنين است.
و الحاصل: زمان مثل خط مستمر ممتدى است و هر چه مستمر الوجود و تدريجى الوجود است، با اين خط ممتد زمانى انطباق پيدا مىكند. و همان طور كه در خط فرض مىشود كه از حصول اتصال وهمى نقطهها، خط ممتد حاصل مىگردد، همچنين در زمان، آنات به منزله نقطهها كه خط ممتد زمانى از آنها تشكيل مىشود بوده، بنا بر اين آنچه در آن استمرار نيست، بر نقطه كه طرف زمان است و مستمر الوجود نيست، منطبق مىشود.
مخفى نماند كه فرمايش حاجى: «و ما كان بنفسه أعم من أن يكون ...» [١] تكرار است.
[١] شرح منظومه، بخش حكمت، ص ٨١.