سر الصلاة( معراج السالكين و صلاة العارفين) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٨ - فصل اوّل
عزّ و جلّ: «قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ وَ يَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ» [١]
«فَمَنْ أَحَبَ اللَّه عَزَّ وَ جَلَّ أَحَبَّهُ اللَّه تَعالى، وَ مَنْ أَحَبَّهُ اللَّه كانَ مِنَ الْآمِنين.» [٢]
و در نهج البلاغة نيز قريب به اين مضامين وارد است؛ [٣] و از آن جمله قول رسول اكرم است:
اعْبُدِ اللَّه كَانَّكَ تَراهُ، فَانْ لَمْ تَكُنْ تَراهُ فَانَّهُ يَراك. [٤]
و اين اشاره به دو مقام از حضور قلب در معبود است، چنانچه پس از اين بيايد. و هم از آن حضرت حديث شده: «همانا دو نفر مرد از امّت من مىايستند به نماز، و ركوع و سجودشان يكى است و حال آنكه ما بين نماز آنها مثل ما بين زمين و آسمان است.» [٥] و از حضرت امير المؤمنين عليه السلام حديث است كه: «خوشا به حال آن كس كه خالص كند براى خدا عبادت و دعا را و مشغول نشود قلب او به آنچه كه مىبيند چشم او و نسيان نكند ذكر خدا را به آنچه كه گوشش مىشنود و محزون نشود به آنچه كه به غير او عطا شود». [٦] و ما ذكر اخلاص را پس از اين مىنماييم.
پس، از تدبّر در اين احاديث شريفه و تفكر در حال ائمّه هدى سلام اللَّه عليهم، كه در وقت اداء اين امانت الهيّه رنگ بعض از آنها متغيّر مىشد و پشت بعض مىلرزيد و بعضى از آنها از خود بىخود مىشدند كه از ما سوى اللَّه بكلّى غافل مىشدند، حتى از ملك بدن و مملكت وجود خود غفلت
[١] «بگو اگر خدا را دوست مىداريد مرا پيروى كنيد (تا) خدا شما را دوست بدارد و گناهان شما را ببخشد.» (آل عمران/ ٣١)
[٢] «پس هر كس خداى عزّ و جلّ را دوست بدارد، خداوند تعالى دوستش خواهد داشت؛ و هر كس كه خدا دوستش بدارد از امانيافتگان باشد.» خصال، ص ١٨٨، «باب الثلاثة» حديث ٢٥٩. علل الشرائع، ص ١٢، باب ٩. حديث ٨. وسائل الشّيعة، ج ١، ص ٤٥، «كتاب الطّهارة»، «ابواب مقدّمة العبادات»، باب ٩، حديث ٢.
[٣] از جمله: «حكمت» ٢٢٩.
[٤] «خدا را عبادت كن آن چنان كه (گويى) او را مىبينى؛ پس اگر تو او را نمىبينى همانا او ترا مىبيند.» بحار الأنوار، ج ٧٤، ص ٧٤ «كتاب الروضة»، «مواعظ النبي»، باب ٤، حديث ٣. مكارم الاخلاق، ص ٤٥٩.
[٥] بحار الأنوار، ج ٨١، ص ٢٤٩، «كتاب الصّلاة»، باب ٣٨، حديث ٤١.
[٦] وسائل الشّيعة، ج ١، ص ٤٣، «كتاب الطّهارة»، «ابواب مقدمة العبادات»، باب ٨، حديث ٣.