سر الصلاة( معراج السالكين و صلاة العارفين) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٨١ - فصل پنجم در بعض از اسرار قرائت است
است؛ و كمال آن، تفكر در معانى و مفاهيم عرفيه است.
دوم، قرائت خاصه است؛ و آن احضار حقايق لطائف كلام الهى است در قلب به قدر قوّت برهان يا كمال عرفان؛ و كمال آن، به وصول به بعض مراتب اسرار قرائت است.
سوم، قرائت اصحاب معرفت است؛ و آن ترجمان مشاهدات خويش است پس از معرفت به حقيقت كلام و كتاب الهى.
چهارم، قرائت اصحاب قلوب است؛ و آن ترجمان حالات قلبيه است پس از تحقق به بعض مراتب حقيقت قرآن.
پنجم، قرائت اصحاب ولايت است؛ و از براى آن به طريق اجمال سه مقام است: اول، مقام ترجمان تجلّيات فعليه است بر قلب ولىّ؛ دوم، ترجمان تجلّيات اسمائيه است؛ و سوم، ترجمان تجلّيات ذاتيه. و در اين سه مقام، قارىْ حمد و ثناى حقّ به لسان حقّ كند، زيرا كه نمونه قرب نوافل از مقام تجلّيات افعاليه شروع شود: وَ اللَّه يَصيرُ لِسانَ الْعَبْد. پس، سالك حمد حقّ به لسان حقّ كند؛ چنانچه در قرب فرائض حقّ تعالى حمد خود به لسان عبد كند: وَ الْعَبْدُ يَصيرُ لِسانَ اللَّه [١]: عَلِىٌ عَيْنُ اللَّه وَ يَدُ اللَّه و لِسانُ اللَّه تَعالى. [٢]
و از براى هر يك از اين مقامات نيز مراتبى است كه بيان تفصيلى آن به طول انجامد.
وصل: پس، چون رفع حجاب كردى و فتح ابواب نمودى، داخل حريم كبريا شو و پناه ببر از شرّ شيطان قاطع طريق إلى اللَّه به مقام مقدس اسم جامع اعظم، ربّ انسان كامل، و او را از سر صدقْ رجيم خوان اگر او را در رفع يد در تكبيرات به دور افكندى و خود او و مظاهر او را رجم كردى. و اين رجم را از رجم در رمى جمرات در حج، اكمل دان، چه كه اينجا رمى به پشت
[١] «خداوند زبان بنده مىشود و بنده زبان خدا مىشود.»
[٢] «على چشم خدا، دست خدا و زبان خداوند تعالى است.» قال امير المؤمنين عليه السلام فى خطبته: ... و أنا عين اللَّه و لسانه الصادق و يده. معانى الاخبار، ص ١٧، حديث ١٤. التّوحيد، ص ٦٥، باب ٢٢، حديث ٢.