صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥١٠ - فداكارى با مبادى معنوى
مىدهد، منتها شما تشريح كرديد مطلب را، و الّا حكومت اسلامى يعنى آزادى، يعنى استقلال. اين پشتوانه داشتن اجتماع شما به اراده اللَّه تعالى موجب پيروزى شما تا اينجاست. و اگر اين دو جهت محفوظ بماند تا قيامتان بحق باشد- أَعِظُكُمْ بِواحِدَةٍ أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ [١]- براى خدا قيام كنيد نه براى شهوات نفسانيه؛ اگر انسان براى شهوات نفسانيه قيام بكند و براى خدا نباشد، اين به جايى نمىرسد كارش؛ اين بالاخره فَشَلْ مىشود؛ چيزى كه براى خدا نيست دوام نمىتواند داشته باشد. كوشش كنيد كه قيام شما، اين نهضتى كه داريد، نهضت الهى باشد؛ للَّه باشد. من نمىتوانم باور كنم كه كسى مبادى معنوى نداشته باشد و براى مردم كوشش كند. من اصلًا باورم نمىآيد. آنهايى كه مبادى معنوى دارند، آنهايى كه خدا قائلند، آنهايى كه جزا قائلند، آنهايى كه عطا قائلند، اينها تعقل دارد كه يك كسى خودش را، جان خودش را بدهد يك جان بالاتر بگيرد؛ همه چيزش را بدهد و از خدا زيادتر، آن قدرى كه هيچ چشمى نمىتواند ببيند و هيچ گوشى نمىتواند بشنود بگيرد. اين يك امرى است معقول كه ما عبا بدهيم صدتا عبا بگيريم. يك جانى كه توى اين كالبدْ محبوس است بدهيم آزاد بشويم، يك جانى كه الهى است، آزاد است، محيط است، همه چيز است، ارادهاش فعال است، مىگويد بشو مىشود، هر چيز و هر چه بخواهد مىشود، يك همچو چيزى بگيرد. اين معقول است كه انسان در اينجا فداكارى كند جان بدهد؛ اما آن كسى كه اين مبادى را ندارد، يا بسيار احمق است يا دروغ است مطلب. من مىگويم دروغ است مطلب؛ تعميه است. اينكه من براى مردم، براى توده دارم زحمت مىكشم، از او مىپرسم خوب، حالا خودت را كشتند چه؟ تو همچو آدمى هستى كه براى توده؟ انسان هر چه مىخواهد براى خودش مىخواهد. انسانى كه براى خودش نخواهد، در تمام بشر چند تا دانه ممكن است پيدا بشود، نه يك فوج. تا مبادى روحى و الهى در كار نباشد، نمىشود كه دوام داشته باشد. و لهذا خداى تبارك و تعالى مىفرمايد من يك موعظه به شما مىكنم، در تمام موعظههايى كه همه مىكنند مىفرمايد
[١] بخشى از آيه ٤٦ سوره سبأ.