صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٣ - مملكتى كه آزادى ندارد تمدن ندارد
استقلال ندارد و وابسته به غير است و همهاش هم با عمل ايشان وابسته به غير شده، اين [مملكت را] نمىشود گفت يك مملكت متمدن؛ مملكت متمدن آن است كه آزاد باشد، مطبوعاتش آزاد باشد، مردم آزاد باشند در اظهار عقايد و رأيشان؛ و [الآن] هيچ كس آزادى ندارد! خوب، تو مىگويى هى ما به دروازه تمدن رسيديم، فلان! ... كه هر روز مىآمد و فرياد مىزد و [ادعاها] مىكرد و يك حزب بازى و خير، «حزب فراگير» و اين حرفها! همه معلوم شد كه الفاظ است و معنى ندارد. الآن همه چيزهايى كه ما داريم ميانش تهى است، خالى است؛ يك صورتى بيشتر نيست. و الآن است كه خلأ در كار هست. اگر اين آدم برود هيچ خلئى نيست در كار، براى اينكه كارمندهاى صحيح هستند، اشخاصى هم كه درس خوانده هستند، هم در خارج كشور هستند كه نمىتوانند وارد بشوند در كشور و هم در خود كشور در انزوا هستند، [به] مجرد اينكه ايشان برود، برنامه اسلام يك برنامه مدون معلوم [است] كه حاكم بايد چه جور وصفى داشته باشد، چه جور آدمى باشد. و- عرض بكنم كه- ما به مردم هم مىگوييم كه يك همچو حاكمى را بايد تعيين بكنيد، و مردم هم با اختيار خودشان تعيين مىكنند و- عرض مىكنم كه- وكلايى هم كه مىخواهند، با اختيار خودشان و همه چيز به اختيار خودشان؛ و هيچ خلئى در كار نيست. ايشان بروند خلأها از بين مىرود نه اينكه ايشان اگر بروند يك خلئى پيدا مىشود! اينها حرف است، شعر است كه اينها مىگويند!
در هر صورت، ما اميدواريم كه خداوند در اين روز به ما رحمت نازل بفرمايد و ما را توفيق بدهد در اين مبارزهاى كه داريم؛ و مسلمين را پيروز كند در اين مبارزهاى كه دارند؛ و اسلام را تقويت كند و حكومت اسلامى را برقرار كند تا دنيا ببيند وضع حكومت چه هست، معناى حكومت چه هست، حاكم چه جور رفتار مىكند، حاكم با رعيت چه جور رفتار مىكند، با ... ساير مردم چه جور رفتار مىكند. معلوم بشود چه جورى است. يا كارمندان دولت چه جور اشخاصى بايد باشند، قضات چه جور اشخاصى بايد باشند، فرهنگيها چه جور اشخاصى بايد باشند؛ اينها همه تعيين شده است. و ان شاء اللَّه اگر حكومت اسلامى بپا بشود، همه امور بر طبق دلخواه ملت ان شاء اللَّه حاصل مىشود.