صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣١٩ - شاه، دولت و مجلس فاسد
يك نفر آدم غير صالح اينها را تعيين كرده است. يك نفر از رجال سياسى از يك رجل ارتشى نقل كرد كه اين شاه تخصصى دارد در بد انتخابى! [خنده حضار] مىگفت كه اگر پنج نفر فاسد در مملكت پيدا بشود، اين انگشت روى هر پنج نفر مىگذارد و آنها را مىخواهد انتخاب كند! اين براى اين است كه خودش فاسد است. آدم فاسد نمىتواند يك نخست وزير صالح معرفى كند. نمىتواند يك آدم فاسد يك مجلس صالح را تأييد كند براى اينكه اگر مجلس صالح شد، جلوى مفاسد را مىگيرد؛ خوب خودِ اين مبدإِ همه مفاسد است. اگر يك نخست وزير صالحى يا يك دولت صالحى باشد، گوش به حرف شاهى كه بخواهد بر خلاف مصالح عمل بكند نمىدهد. اگر آدمِ فاسد باشد يك هيأت دولت فاسد درست مىكند، يك مجلس فاسد درست مىكند. دنبال او فرهنگ فاسد، نظام فاسد، اقتصاد فاسد بد- همه اينها دنبال بدى آن مرد است- از آنجا شروع مىشود همه اينها. اگر آن مرد، آن كسى كه در آن نقطه بالا به خيال خودش واقع شده، يك آدم صلاحيتدارى باشد، يك آدمى باشد كه به فكر ملت باشد، يك آدمى باشد كه بستگى به غير را عار بداند براى خودش، يك نفر مُسْلمى باشد كه- مسلمانى باشد كه- تحت فرمان خدا باشد، كه نبايد زير بار اجانب برود، نبايد فرمانبردار اجانب باشد؛ اگر يك همچو آدمى رئيس يك مملكت بشود، تمام مملكت را همان اصلاح مىكند. تمام مملكت ما كه به فساد كشيده شده، براى اينكه آنكه نخست وزير را به حَسَب قانونشان- فرض كنيد- بايد تعيين بكند يك آدم فاسدى است؛ يك كسى كه به فكر خودش و دنبال فكر خودش باشد تعيين مىكند. آن نمىتواند يك آدم صالح را در رأس قرار بدهد براى اينكه مخالف با آن چيزى است كه او فكر مىكند؛ دزديهايش را مىگيرد! او نمىتواند يك فرهنگ صحيحى درست بكند و طرفدار يك فرهنگ صحيح باشد براى اينكه فرهنگ صحيحْ مخالف با اين اغراضى است كه آنها دارند. اگر ما يك فرهنگ صحيح داشتيم كه كارمان اين طور نمىشد. نمىگذارند كه هيچ جهتى از جهات مملكت ما اصلاح بشود. و تمام مفاسدْ زير سر آن نقطه اول است. يعنى امريكا يك نفر مأمور كرده براى آن و «مأموريت براى وطنش» داده! اينكه مىگويد كتاب «مأموريت براى وطنم» راست