صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٦٩ - مصاحبه با محمد حسنين هيكل درباره علل شكلگيرى انقلاب
مىرويم؛ لذا از شكست نمىترسيم؛ لذا ما ترسى نداريم. قضيه ما سياسىِ صرف نيست؛ ما با منطق اسلام پيش مىرويم، از شكست ترس نداريم. رسول اكرم- صلى اللَّه عليه و آله- هم در بعضى غزوات شكست خورد. ما با شمشير خدا به جنگ مىرويم؛ ترس نداريم. نهضت ادامه خواهد يافت.
[چگونه اين وضع اتفاق افتاد؟ ناظرينى كه به ايران نگاه مىكنند و اوضاع ايران را بررسى مىكردهاند، نمىتوانند اين حركت عظيم را باور كنند. اين اولين نمونه در تاريخ است؛ خصوصاً تنها نمونهاى است كه از راه دور جنبش، رهبرى و كنترل مىشود. عظمت اين جنبش از كجا ناشى مىشود؟]
- جزيره ثبات و آرامش ايران همراه با اختناق بود. هر اختناقى انفجارى را به وجود مىآورد. اختناق همگانى به دنبالش انفجار همگانى است. مردم از هر جهت در فشار بودند؛ همه انتظار خروج از اين فشار را داشتند؛ و همه اميدشان رفتن شاه شده بود. اگر متوجه و مطلع باشيد و به ياد بياوريد، در زمان رضا خان بعد از آن همه فشارها، وقتى نيروهاى متفقين از سه طرف به ايران حمله كردند و ايران را اشغال كردند، تمام زندگى مردم، همه چيز مردم در خطر افتاد؛ اما چون رضا شاه رفت، همه خوشحال بودند؛ چرا كه فشار و اختناق باعث يك رنج بزرگى شده بود كه براى رهايى از آن رنج بزرگ رنجهاى ديگر را تحمل مىكردند. اين حالت اختناق و رنج عمومى در زمان اين شاه بيشتر شد. جهات متعددهاى پيش آمد كه مردم به شدت در رنج بودند. سازمانيها [ساواكيها] و ساير مراكز و عمال دولتى، چنان با مردم رفتار كردند كه براى همه يك عقده شد، و اين عقده عمومى شد؛ به طورى كه همه منتظر يك نيشتر بودند كه اين عقده بشكافد و همه بيرون بريزند. اين عقده را روحانيت بيرون ريخت. من زبان مردم را مىفهمم و نهادهاى جامعه را مىشناسم. با زبان مردم صحبت مىكنم و از نهان آنها سخن مىگويم. تمام نقاط ضعف پنجاه ساله را- كه حاضر در قضايا بودهام- انگشت مىگذارم؛ مطلع بودم، ناظر بودم. همه مردم در حال انفجار بودند، همه منتظر بودند. اين حالت استبدادى، انفجار را به فعليت رساند؛ قيام روحانيت باعث انفجار شد.
[گفتهاند كه احتمال نمىرود امريكايىها در ايران دخالت نظامى كنند. اگر ارتش نتواند با مردم مقابله