صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١١٥ - ثمره اصلاحات ارضى شاه
هستند كه يا نورچشميها هستند يا اشخاصى هستند كه وابستهاند؛ اينها هستند كه يك قدرى مرفه هستند، باقى مردم اين طور نيست. خود تهران اين طور است كه بيست- سى محله دارد اين طور اشخاص ضعفا. همينهايى كه در دهات مشغول زراعت بودند، زراعتشان را به اسم «اصلاحات ارضى» به هم زدند؛ ديدند كه نمىتوانند زندگى كنند آنجا، كوچ كردند بيچارهها آمدند به اطراف تهران براى اينكه با كارى با- نمىدانم- كسبى، يك كارى بكنند يك حمالى بكنند، يك چيزى پيدا كنند كه بچههايشان نميرند. «اصلاحات ارضى» كه ايشان كردند اين بود! يعنى امريكايى كه مىخواست- اين نقشه امريكايى بود براى اين ملتهاى اين طرف كه يكىِ آن هم ايران بود- يك نقشهاى بود براى اينكه بازار درست كنند براى امريكا. امريكا گندمش زياد بود، گاهى وقتها به آتش مىزدند، گاهى وقتها [به] دريا مىريختند؛ بهتر از اين چى بود كه زندگى ايرانىها را به هم بزنند و زراعت ايران را به هم بزنند و كشاورزى بكلى از بين برود! حالا يك مملكتى كه يك استانش كافى بود براى تمامش و باقىاش بايد به فروش برود، يك آذربايجان اگر چنانچه سابقاً بود و زراعت مىشد كافى بود براى همه ايران، مابقىاش بايد به فروش برود، به خارج برود، صادر بشود، حالا اين طور كه ملاحظه مىكنيد همه چيزش وارد مىشود از خارج! دامدارىاش را به هم زدند، كشاورزىاش را به هم زدند، همه زندگى را به هم زدند. مراتع ما را، مراتع سرسبز خوب ما- كه بعض مراتعش را اشخاص كارشناس كه آمدند ديدند گفتند بهترين مراتع براى دامدارى است، در دنيا از اين مرتع بهتر نيست- اين را به يك دستهاى دادند كه يكىاش ملكه انگلستان است- از قرارى كه به من نوشته بودند- و يك عده ديگرى از اين مفتخورها، به آنها دادهاند؛ «اجاره» دادند به اصطلاح خودشان! دامدارى را از بين بردند، حالا ملت ايران با گوشتهاىِ- عرض مىكنم كه- يخزده نجس دارند زندگى مىكنند كه از بلاد ديگر مىآورند برايشان. يخزده، خراب، فاسد و حرام و ميته؛ [١] در صورتى كه ايران يك ناحيهاش وقتى كه
[١] لاشه حيواناتى كه ذبح شرعى نشدهاند.