اصول فلسفه و روش رئالیسم ط-صدرا - علامه طباطبایی با مقدمه و پاورقی استاد مطهری - الصفحة ١١٠ - جهان آفرینش آفریدگاری دارد
فرق است میان دلالتی که یک مصنوع معمولی بر صانع خود میکند مثل یک ساختمان که بر سازنده دلالت میکند و میان دلالتی که مثلًا عکس و صورت بر صاحب عکس مینماید. در مورد اول دلالت کننده سبب انتقال فکر از مصنوع به صانع میشود؛ یعنی نوعی تفکر و استدلال، ذهن را از موجودی به موجود دیگر منتقل مینماید. ولی در مورد دوم ذهن مستقیماً از دلیل به مدلول عبور میکند و احیاناً خود دلیل مغفول عنه واقع میشود. از این جهت شبیه آئینه است که صورت را نشان میدهد و هیچ گونه تفکر و استدلالی وساطت ندارد، مانند لفظ و عبارت است در دلالت بر معنی که آنچنان فانی در معنی میگردد که گوینده و شنونده یکسره توجهش از لفظ، سلب و متوجه معنی میگردد، گویی گوینده معنی را بدون وساطت لفظ به شنونده القا میکند و شنونده بدون لفظ آن را تلقی مینماید.
الکلّ عبارة و انت المعنی | یا من هو للقلوب مغناطیس | |
اهل ذوق و عرفان اسلامی به استناد همین معانی، در بیانات خود جهان را به منزله آئینه ذات حق خواندهاند و رابطه دلالت جهان را بر ذات حق برتر و بالاتر از رابطه دلالت مصنوع معمولی بر صانع معمولی دانستهاند. جامی میگوید:
جهان مرآت حسن شاهد ماست | فشاهد وجهه فی کلّ مرات | |
البته از نظر عامّه مردم، حتی اهل فکر و فلسفه معمولی، دلالت جهان بر ذات حق از نوع دلالت مصنوعهای معمولی بر صانع آنهاست؛ یعنی این دسته فقط در این حدود ارتباط را ادراک میکنند. اما از نظر اهل عرفان و همچنین فیلسوفانی که حکمت متعالیه را شناختهاند و مخصوصاً مسائل «وجود» را آنچنانکه باید ادراک کردهاند دلالت مخلوقات بالاتر از این است. طبق این مشرب فلسفی، مخلوقات عین ظهور و نمایش ذات خداوندند نه چیزهایی که ظاهر کننده خداوندند، یعنی ظهور و نمایش و آئینه بودن عین ذات آنهاست.
هر گاه چنین توفیقی دست دهد و انسان مخلوقات را آنچنانکه هستند ادراک کند در آن وقت ادراک میکند که «حق مطلق» و حق واقعی منحصرا ذات پاک احدیت است(سنریهم ایاتنا فی الافاق و فی انفسهم حتّی یتبین لهم انّه الحقّ) « (*)».
(*) فصلت/ ٥٣