اصول فلسفه و روش رئالیسم ط-صدرا - علامه طباطبایی با مقدمه و پاورقی استاد مطهری - الصفحة ١١١ - جهان آفرینش آفریدگاری دارد
علی (ع) به همین دلالت اشاره میکند آنجا که میفرماید:
ما رأیت شیئا الّا و رأیت اللّه قبله و بعده و معه.
ابن فارض میگوید:
جلّت فی تجلّیها الوجود لناظری | ففی کلّ مرئی اراها برؤیته | |
ب. اما هدف دوم از تمثیلی که در متن آمده این است که بدانیم آیا اعتقاد به وجود خداوند در محاسبات علمی ما در مورد شناخت علل طبیعی که تحت مطالعه علوم است تغییری میدهد یا نه؟ و بالعکس آیا شناخت علل طبیعی و مادی اشیاء در این محاسبه فلسفی که ما را به سوی خداوند رهبری میکند تأثیری دارد یا ندارد؟
توضیح مطلب این است که کار علوم- چنانکه میدانیم- شناختن آثار و ترکیبات و علل پیدایش اشیاء است. علم کوشش دارد که به علل و آثار یک پدیده خاص- مثلًا باران یا بیماری سرطان- پی ببرد، علت مستقیم باران را به دست میآورد و بعد علت آن علت، و علت علت سوم را، و همین طور ... اکنون ببینیم آیا اعتقاد به وجود خداوند در این محاسبههای علمی تأثیری دارد یا ندارد؟ یعنی آیا لازمه اعتقاد به خداوند این است که مثلًا برای باران یک علت مادی طبیعی قائل نشویم؟ یا اگر فرضا قائل شدیم، برای علت باران یک علت طبیعی قائل نشویم؟ اگر برای او نیز علت طبیعی قائل شدیم باید بالاخره در یک نقطه علتهای طبیعی را متوقف کنیم و خداوند را در رأس عاملها قرار دهیم؟ و اگر سلسله عاملهای مادی و طبیعی را در جایی متوقف نکنیم خدا را انکار کردهایم؟ پس علوم در یک حدّ معینی حق دارند عاملهای طبیعی را به ما معرفی کنند و اما اگر بخواهند هر عامل طبیعی را مستند به یک عامل طبیعی دیگر معرفی کنند بر ضدّ فلسفه و علم الهی قیام کردهاند؟! یا چنین نیست؟ اعتقاد به خداوند کوچکترین تغییری در محاسبات علمی از نظر ایمان و اعتقاد به علل طبیعی نمیدهد؟
پاسخ منفی است. چنانکه قبلًا گفته شد اثر اعتقاد به وجود خداوند فقط این است که اصالت و استقلال و قائم بالذات بودن را از جهان میگیرد؛ معلوم میشود قدرتی وجود دارد که قیوم جهان است و جهان با تمام طول و عرض و عمقش، و با تمام